خانم کفاش.
از بس که احمقی؛ اگه خیابونو هم صدای جیغ من پر کنه حقته.
کفاش.
فکر کنم این وضع، خوشبختانه، به زودی تموم بشه چون صبر من داره تموم میشه. تا همینجاشم نمیدونم چطوری طاقت آوردم.
۱۴ رمان
فدریکو گارسیا لورکا، شاعر و نمایشنامهنویس اسپانیایی است و نامش با آثاری شناخته میشود که به عشق، مرگ، سرکوب، موسیقی و فرهنگ اسپانیا نزدیکاند. در معرفی او، بهتر است به جای جملههای کلیشهای، به همان کیفیتی نگاه کنیم که خواننده را به کتابهایش برمیگرداند.
مسیر کار او نشان میدهد ادبیات همیشه یک شکل ندارد. گاهی از فانتزی و هیجان میآید، گاهی از نمایش و تجربه اجتماعی، و گاهی از رمانهای پرخوانندهای که بیواسطه با مخاطب حرف میزنند.
از آثار یا زمینههای شناختهشده ...
یرما
یرما سرگذشت زن جوان روستایی است که خواهان آفرینش است.
آفرینشی که هویت مادرانهاش را به ثبت برساند. او در این راه تلاشی درخور از خود نشان میدهد. یرما در برابر تمامی آنچه که مانع آفرینش اوست، میایستد، اما چون زنی است با امکانات بستهی روستایی، کاری از پیش نمیبرد، زیر شوی که بعد دیگر آفرینش اوست، پربار نیست. از اینرو، ...
عروسی خون
عروسی خون سرگذشت دو انسان شوریده عاشق است که جداییشان از یکدیگر برایشان حکم مرگ را دارد و یکی شدنشان نیز به مرگشان میانجامد، با این تفاوت که مرگ در صورت نخست در هجران معشوق است و مرگ دوم برای رهایی از هجران، در هر صورت برای شیفتگان راه عشق صورت سومی وجود ندارد. لورکا در عروسی خون زیباترین بیان ...