۷ رمان
ماتئی ویسنییک نمایشنامهنویس و نویسنده رومانیایی-فرانسوی است؛ با تئاتر ابزورد، سیاسی و شاعرانه شناخته میشود.
زندگی و خاستگاه او با رادائوتسی، رومانی پیوند دارد و همین زمینه در شکلگیری نگاه و جهان آثارش بیاثر نیست.
آثار او مهاجرت، سانسور، جنگ، زبان و تنهایی انسان معاصر را در قالبهایی غیرواقعگرا دنبال میکنند.
ویسنییک طنز تلخ و تصویرهای نامنتظر را کنار هم میگذارد تا خشونت زمانه را قابل دیدن کند.
او در تئاتر معاصر اروپا صدایی پرکار و پرترجمه است.
برای خواننده فارسی، آثارش به تجربه زیستن ...
داستان خرسهای پاندا (به روایت 1 ساکسیفونیست که معشوقهای در فرانکفورت دارد) نمایشنامه
زن: اسم یه شهر رو به من بگو که دوست داشتی توش زندگی کنی.
مرد: فرانکفورت، اونجا یه باغوحش بزرگ هست.
زن: خب، پس تو زندگی بعدیت تو یه خرس پاندا خواهی شد.
مرد: و تو!
زن: منم میآم فرانکفورت دیدنت.
حواستون به پیرزنهایی که از تنهایی پوسیدهن باشه
پروانهها شهرمون رو گرفتهن. اونها گنده، خوشگل و گوشتخوارن. هیچوقت اینقدر پروانه تو شهر ندیده بودیم. روی همهچیز نشستهن: خیابونا، پشتبوما، ماشینا، درختا. آدمایی رو که موقع حمله تو خیابون بودهن خوردهن... کل شهر فلج شده. مردم تو خونههاشون پناه گرفتهن و خیابون پر از پروانه رو از پشت پنجرههای پر از پروانهشون نگاه میکنن... ارتشمون نتونست کاری برا پروانهها ...
3 شب با مادوکس
مرد زبالهای (تیاتر تکهتکه) نمایشنامه
راننده تاکسی: من هیچوقت چنین موجودی ندیدم.
نگهبان: من متوجه شدم که سرش بیشتر به سر گوزن میمونه تا سگ.
مرد با ساکسیفون: اما چشماش،اونها چشمای یه سگن. مطمئنم.