نمایش‌نامه و فیلم‌نامه

حالا کی قراره ظرفا رو بشوره

(And now whos going to do the dishes)

چه تناقصی! پوچی‌ای را که شما آن‌جا در موردش می‌نویسید ما این‌جا زندگی می‌کنیم....

9786009774258
۱۳۹۶
۱۶۴ صفحه
۴۲۶ مشاهده
۰ نقل قول
ماتئی ویسنی‌یک
صفحه نویسنده ماتئی ویسنی‌یک
۷ رمان ماتئی ویسنی‌یک نمایشنامه‌نویس و نویسنده رومانیایی-فرانسوی است؛ با تئاتر ابزورد، سیاسی و شاعرانه شناخته می‌شود. زندگی و خاستگاه او با رادائوتسی، رومانی پیوند دارد و همین زمینه در شکل‌گیری نگاه و جهان آثارش بی‌اثر نیست. آثار او مهاجرت، سانسور، جنگ، زبان و تنهایی انسان معاصر را در قالب‌هایی غیرواقع‌گرا دنبال می‌کنند. ویسنی‌یک طنز تلخ و تصویرهای نامنتظر را کنار هم می‌گذارد تا خشونت زمانه را قابل دیدن کند. او در تئاتر معاصر اروپا صدایی پرکار و پرترجمه است. برای خواننده فارسی، آثارش به تجربه زیستن ...
دیگر رمان‌های ماتئی ویسنی‌یک
خرس‌های پاندا
خرس‌های پاندا این نمایش‌نامه سرگذشت زن و مردی است که خود را در کنار هم می‌یابند .بی آن که به روشنی معلوم باشد که چگونه و کجا در کنار یک دیگر قرار گرفته، با هم قرار می‌گذارند تا چندین شبانه روز را سپری می‌کنند .با این قرار، وضعیتی آغاز می‌شود که زن و مرد به موجودی وهمی و خیالی تبدیل می‌شوند و ...
اسب‌های پشت پنجره (دی وی دی نمایش‌نامه)
اسب‌های پشت پنجره (دی وی دی نمایش‌نامه) نویسنده: ماتئی ویسنی‌یک. مترجم: تینوش نظم‌جو. مشاور کارگردان: محمد جعفری سیاوشانی. بازیگران (به ترتیب ورود): سیروس همتی، مرجان قمری، مجید رحمتی، مژگان خالقی، طوفان مهردادیان، الهام جعفرنژاد، فرزین صابونی.
داستان خرس‌های پاندا (به روایت 1 ساکسیفونیست که معشوقه‌ای در فرانکفورت دارد) نمایش‌نامه
داستان خرس‌های پاندا (به روایت 1 ساکسیفونیست که معشوقه‌ای در فرانکفورت دارد) نمایش‌نامه زن: اسم یه شهر رو به من بگو که دوست داشتی توش زندگی کنی. مرد: فرانکفورت، اونجا یه باغ‌وحش بزرگ هست. زن: خب، پس تو زندگی بعدیت تو یه خرس پاندا خواهی شد. مرد: و تو! زن: منم می‌آم فرانکفورت دیدنت.
3 شب با مادوکس
3 شب با مادوکس
حواستون به پیرزن‌هایی که از تنهایی پوسیده‌ن باشه
حواستون به پیرزن‌هایی که از تنهایی پوسیده‌ن باشه پروانه‌ها شهرمون رو گرفته‌ن. اون‌ها گنده، خوشگل و گوشتخوارن. هیچ‌وقت این‌قدر پروانه تو شهر ندیده بودیم. روی همه‌چیز نشسته‌ن: خیابونا، پشت‌بوما، ماشینا، درختا. آدمایی رو که موقع حمله تو خیابون بوده‌ن خورده‌ن... کل شهر فلج شده. مردم تو خونه‌هاشون پناه گرفته‌ن و خیابون پر از پروانه رو از پشت پنجره‌های پر از پروانه‌شون نگاه می‌کنن... ارتشمون نتونست کاری برا پروانه‌ها ...
مشاهده تمام رمان های ماتئی ویسنی‌یک
مجموعه‌ها