رمان ایرانی

مه‌رو

سخت‌ترین اتفاق آن است که برای چیزی تمام قد بایستی، بجنگی و از همه کس بگذری و آن هنگام که به دستش آوردی او تو را برای دلیلی دیگر، یا کس دیگر کنار بگذارد. سنگین است و دردآور وقتی خودت را در اوج عشق می‌پنداری به ناگاه زیر پایت را خالی کند به دلیلی واهی و یک بهانه! آن زمان است که می‌فهمی چه بهای سنگینی داده‌ای برای بودن با کسی که معنای کار تو را درک نمی‌کند و تو همواره بیشترین سهم را در بخشیدن و گذشتن داشته‌ای به عنوان یک وظیفه دائمی که باید تمام عمر ادامه‌اش دهی!

شادان
9789642919918
۱۳۹۳
۴۰۸ صفحه
۱۷۳۲ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده مژگان زارع
۷ رمان مژگان زارع نویسنده ایرانی است؛ نام او در میان آثار فارسی‌زبان معاصر دیده می‌شود. او با ایران پیوند دارد؛ همین زمینه در لحن، دغدغه یا مسیر حرفه‌ای او رد مستقیم یا غیرمستقیم گذاشته است. نوشته‌های این حوزه معمولا به تجربه‌های روزمره، رابطه‌های خانوادگی و دغدغه‌های نزدیک به مخاطب فارسی تکیه دارند. در چنین نوشتاری، صمیمیت زبان و وضوح روایت اهمیت دارد؛ متن باید بی‌واسطه با خواننده ارتباط بگیرد. حضور نویسندگانی مانند زارع به تنوع آرام ادبیات فارسی کمک می‌کند. برای مخاطب فارسی، آثار او می‌تواند ...
دیگر رمان‌های مژگان زارع
آواز پاییز
آواز پاییز این کتاب روایتگر داستان زندگی مردی به نام حمید است، که در شب بله برونش، خواهرش، که تازه به دنیا آمده، گم می شود. حمید با اینکه مادرش راضی به این ازدواج نبود و فقط به درخواست عبدالحسین خان، تن به این ازدواج داده بود، به ناچار با روشن دختر عمه ی خود، زیر یک سقف می رود. جیران، مادر ...
فصل دل‌سپردن
فصل دل‌سپردن اگر بخواهیم به دور از خودخواهی نگاه کنم من نیز کمتر از تو تقصیر نداشتم و تو را برای گذار از زندگی سخت خود انتخاب کردم هر چند تو نیز دلایل خودت را داشتی دلایلی غیر از آنچه وانمود می‌کردی. اما تمام این‌ها دلیل نمی‌شود که برای تو سرنوشتی بخواهم همانند آنچه امروز رخ داده است...
خواب‌های طلایی
خواب‌های طلایی وقتی بزرگ‌تر می‌شوی انگار پرتابت کرده‌اند میان واقعیت‌های بزرگ‌تر و می‌فهمی که زندگی خیلی اوقات آن‌چه دوست داری و درست می‌پنداری نخواهد شد. گاهی درهم ریختگی‌های اطراف در یک لحظه تو را وا می‌دارد به انتخابی خلاف خواسته‌هایت و در مسیری قرار می‌گیری که در اندک زمان اجبار در انتخاب‌های ناخواسته مجبورت می‌کند بشوی آن کسی که نیستی. حتی گاهی ...
آشیانی بر باد و مه
آشیانی بر باد و مه آن زمان‌ها، دوره جوانی فکر می‌کردم باید جایی باشد خیلی دور، خیلی بعید، شاید خیالی که بتوانم از نو متولد شوم با یک زندگی پاک و سرنوشتی تازه در کنار کسی که از کودکی، نداشتمش. فکر می‌کردم رسیدن به او همان جایی است که در خیال ساخته‌ام. زمانش رسید و من با دنیایی از آرزو کندم و رفتم اما نه ...
مشاهده تمام رمان های مژگان زارع
مجموعه‌ها