رمان خارجی

قربانی

(The sacrifice)

ادنتا فرای زن میان‌سال سیاه‌پوستی است که پریشان‌ احوال خیابان‌ها را در جست‌وجوی دختر چهارده‌ساله‌اش می‌گردد؛ دختری که روز بعد وقتی دست‌ و پا بسته در زیرزمین یک کارخانه متروکه پیدا می‌شود، ادعا می‌کند مورد تعرض گروهی قرار گرفته است. داستان «قربانی» به پرونده‌ای حل‌ نشده در نیویورک دهه 80 می‌پردازد و در هر فصل از کتاب ماجرا از دید یکی از شخصیت‌های داستان روایت می‌شود. جویس کرول اوتس، نویسنده‌ای است که کتاب‌هایش بارها در فهرست پرفروش‌ترین‌های نیویورک‌ تایمز قرار گرفته‌اند. او این بار دست به نگارش رمانی زده است که تأثیر غم‌انگیز خشونت جنسی، نژادپرستی، بی‌رحمی و قدرت را بر زندگی آدم‌های بی‌گناه به تصویر می‌کشد. کتاب بر اساس پرونده‌ای واقعی نوشته شده و سعی دارد به جنبه‌های متفاوت آن معنا ببخشد. نیویورک پست می‌نویسد: «قربانی را باید در میان بهترین کارهای اوتس جای داد. روایت او با حوصله و به تدریج، آجر به آجر داستان را بنا می‌کند و زمینه اجتماعی ماجرا را برای خواننده‌اش روشن می‌کند. «قربانی هجونامه‌ای است بر روابط میان نژادها.»

علی قانع
چترنگ
9786008066101
۱۳۹۵
۴۲۰ صفحه
۲۷۸ مشاهده
۰ نقل قول
جویس کرول اوتس
صفحه نویسنده جویس کرول اوتس
۱۶ رمان جویس کرول اوتس، نویسنده آمریکایی است و نامش با آثاری شناخته می‌شود که به خشونت، جنسیت، خانواده، آمریکا و روان انسان نزدیک‌اند. زندگی و کار او نشان می‌دهد ادبیات چطور می‌تواند از تجربه‌ای شخصی، تاریخی یا فرهنگی به روایتی ماندگار برسد. مسیر نویسندگی او با توجه به انسان و موقعیت شکل گرفته است. در آثارش شخصیت‌ها فقط برای پیش بردن ماجرا نیستند؛ آن‌ها با ترس، آرزو، شکست، ایمان یا انتخاب‌هایی روبه‌رو می‌شوند که به متن عمق می‌دهد. از آثار یا زمینه‌های شناخته‌شده ...
دیگر رمان‌های جویس کرول اوتس
عروس بیوه
عروس بیوه
دختر سیاه دختر سفید
دختر سیاه دختر سفید پانزده سال از مرگ مرموز مینت سوئیفت، دختر نوزده ساله‌ سیاه‌پوست ، دانشجوی ممتاز بورسیه‌‌ کالج نمونه‌ اسچایلرو می‌گذرد و حالا هم اتاقی سابقش جنا میده، یک بررسی رسمی در مورد آسیب‌شناسی آن اتفاق را شروع می‌کند. هم‌زمان با بازسازی فضای شلوغ، متشنج و بحث‌برانگیز کالج در آن دوره‌ تحصیلی، جنا زندگی خود را نیز به عنوان دختر یک وکیل ...
جایزه بگیر
جایزه بگیر نمی‌دانم روح وجود دارد یا نه. به درون خودم نگاه می‌کنم، مثل نگاه کردن به درون چاهی قدیمی که هر لحظه امکان ریزش دارد. ممکن است تعادلت را از دست بدهی و بیفتی و هیچ آبی هم در چاه وجود نداشته باشد که نجاتت دهد. آهای؟ آهای؟ کسی اونجاست؟
وقتی دختر کوچکی بودم و مادرم مرا نمی‌خواست
وقتی دختر کوچکی بودم و مادرم مرا نمی‌خواست حالا همه‌شون مرده‌ن. همه‌شونو دوست داشتم، ولی... من تنها کسی‌ام که باقی مونده‌م. گاهی اوقات فکر می‌کنم: روح آدم عینا کبریتیه که آتیش گرفته! یه مدت شعله می‌کشه و بعدش... و بعدش دیگه همین. حالا دیگه خیلی گذشته، ولی من هنوز یادمه یه گوشه قایم شده بودم که گریه کنم. موقعی که دختر کوچیکی بودم و مادرم منو نمی‌خواست.
مشاهده تمام رمان های جویس کرول اوتس
مجموعه‌ها