نمایش‌نامه

جرم داریم تا جرم

(There are crimes and crimes)

بالای معبر درختان سرو در گورستان مونپارناس پاریس. عقب صحنه مقبره‌هایی‌ست که روی سنگ آن‌ها نوشته شده «ا کروکس! آوه اسپس اونیکا!» و همچنین بقایای یک آسیای بادی مخروبه و پوشیده از پیچک. زنی خوش‌لباس در برابر گوری آراسته به گل زانو زده و آهسته دعا می‌خواند. ژن گویی در انتظار کسی به این‌سو و آن‌سو قدم می‌زند...

نیلا
9786001220883
۱۳۹۶
۹۶ صفحه
۱۸۰ مشاهده
۰ نقل قول
آگوست استریندبرگ
صفحه نویسنده آگوست استریندبرگ
۱۲ رمان آگوست استریندبرگ نمایشنامه‌نویس و نویسنده بزرگ سوئدی است؛ چهره‌ای ناآرام که تأثیرش بر تئاتر مدرن اروپا عمیق و ماندگار است. او در استکهلم به دنیا آمد و زندگی شخصی پرتلاطمش با جهان فکری آثارش پیوند خورد؛ از روابط خانوادگی تا بحران ایمان و روان، همه به متن راه یافتند. نمایشنامه‌های استریندبرگ اغلب صحنه نبرد قدرت، جنسیت و غرورند. گفت‌وگوها آرام شروع می‌شوند و ناگهان به کشمکشی بی‌امان می‌رسند. او در مسیر ناتورالیسم، اکسپرسیونیسم و فرم‌های مدرن تئاتر حرکت کرد و از نمایش صرف ...
دیگر رمان‌های آگوست استریندبرگ
یاغی
یاغی ارم: چه کسی ترانه مرگ خود را می‌خواند؟ تورفین: بی‌شک کلاغ سیاه. ارم: شجاعت مرگ را داری، تورفین؟! تورفین: شجاعت من بیش از مرگ است، من جرات فراموش شدن را دارم! ارم: همیشه بین ما دو نفر، تو قوی‌تر بودی، خدانگهدار! شاید بار دیگر یکدیگر را ببینیم... (ارم بیرون می‌رود) تورفین: تنها... تنها... تنها!
طوفان تندری
طوفان تندری نمایشنامه‌ی «طوفان تندری» از آثار دوره‌ی متأخر آگوست استریندبرگ است که در سال ۱۹۰۷ و در چارچوب نمایشنامه‌های مجلسی او نوشته شد؛ آثاری که برای «تئاتر صمیمی» استریندبرگ در استکهلم طراحی شده بودند و با صحنه‌آرایی حداقلی، تمرکز شدید بر روان‌شناسی و اقتصاد فشرده‌ی گفت‌وگو شناخته می‌شوند. «طوفان تندری» درامی کوتاه اما از نظر روانی متراکم است که به فرسایش ...
سه نمایشنامه
سه نمایشنامه
میس ژولی و 2 نمایش‌نامه دیگر
میس ژولی و 2 نمایش‌نامه دیگر ...به نظر من مدت زیادی است که هنر تئاتر، به ‌مانند دیگر هنرها، شبیه این نقاشی‌های مرکزگرای کتاب مقدسی شده، نقاشی‌هایی که بیشتر از اینکه متن را محور تصویرسازی کتاب مقدس قرار دهند، خود نقاشی را محور می‌کردند و توضیحات کمی در حاشیه‌اش می‌نوشتند. نمایش‌نامه‌نویس به نظرم شبیه به واعظی غیرروحانی است که افکار و اعتقادات زمانه خود را به ...
طرد شده
طرد شده آقای ایگرگ: [خیلی با توجه] شما... کسی را کشته‌اید؟ آقای ایکس: بلی، مردی را کشته‌ام. شاید متاسفید که دست یک آدم‌کش را فشرده‌اید؟ آقای ایگرگ: [از ته دل] ببینید جانم، پرت و پلا نگویید! آقای ایکس: ولی من برای جنایتم مجازات نشده‌ام! آقای ایگرگ: [خودمانی و با حالت برتری] چه بهتر برای شما! چه‌طور خود را از مخمصه به در بردید؟ آقای ایکس: نه اتهامی ...
مشاهده تمام رمان های آگوست استریندبرگ
مجموعه‌ها