رمان ایرانی

آدوری‌ها

آدوری‌ها آخرین بخش از سه‌گانه کویری علی چنگیزی است، سه‌گانه‌ای که با پرسه زیر درختان تاغ شروع شد و با پنجاه درجه بالای صفر ادامه پیدا کرد. خواننده در این سه‌گانه دعوت شده است به تنهایی، یکگی، پنهان زندگی کردن و برای خود زیستن. آدوری‌ها در جایی و در زمانی دور از هیاهو نقل می‌شود و روایت تلاش چند نسل از خانواده‌ای به نام آدوری است که مجبور به مهاجرت از شهر می‌شوند و سعی می‌کنند در مکانی سخت و خشن زندگی کنند. فضای بیابان آدوری‌ها را وا می‌دارد برای زنده ماندن به هرکاری دست بزنند. آدوری‌ها، روایت پا گرفتن و زوال یک خانواده است.

چشمه
9786002297440
۱۳۹۶
۲۸۴ صفحه
۱۰۵ مشاهده
۰ نقل قول
علی چنگیزی
صفحه نویسنده علی چنگیزی
۷ رمان علی چنگیزی داستان‌نویس ایرانی است؛ از نویسندگان معاصر است و با رمان‌ها و داستان‌هایی در فضای اجتماعی و اقلیمی شناخته می‌شود. او با ایران پیوند دارد و همین زمینه در نگاه و جهان آثارش رد پیدا کرده است. آثار او اغلب به آدم‌هایی در وضعیت‌های خشن، ناپایدار یا دور از مرکز توجه شهری می‌پردازند. چنگیزی نثری روایی و فضاپرداز دارد؛ موقعیت و اقلیم در داستان‌هایش نقش فعالی بازی می‌کنند. او به تنوع جغرافیایی و لحن‌های متفاوت در داستان امروز ایران کمک کرده است. برای مخاطب ...
دیگر رمان‌های علی چنگیزی
کاج‌های مورب
کاج‌های مورب اصلا همین پسره من رو به این فکر انداخت که برم و زنم رو پیدا کنم. روز اول که پسره رو دیدم نشسته بود جلو نونوایی شاطر علی. خودم هم نشسته بودم جلو همون نونوایی و نون می‌خوردم و می‌دیدم چطور یارو شاطره تعمت خدا رو می‌چپونه تو پلاستیک زباله و می‌ذاره کنار خیابون. پسره هم همین‌جور نشسته بود رو ...
همیشه راهی برای رفتن هست
همیشه راهی برای رفتن هست کتاب *«همیشه راهی برای رفتن هست»* نوشتهٔ علی چنگیزی، مجموعه‌ای از پنج داستان کوتاه است که در سال ۱۴۰۳ توسط نشر چشمه و در قالب مجموعهٔ «جهان تازهٔ داستان» منتشر شده است. این کتاب با نثری موجز و شاعرانه، خواننده را به دل تجربه‌های انسانی فقدان و تنهایی می‌برد. فقدانی که گاه شخصی است، گاه جمعی، اما در همهٔ داستان‌ها ...
سوز سفید
سوز سفید کودکی ما با رمان بزرگ ملویل گذشته است؛ با نسخه‌های تلخیص شده، اقتباس‌های سینمایی، تلویزیونی و کارتونی‌اش. ماجرای آنکه می‌خواست اسماعیل صدایش کنیم و کاپیتان ایهب که سرنوشت را می‌ساخت. این‌ها با نسل‌های بسیاری مانده و نهنگ سفید از اذهان‌شان دور نشده و برابر چشمان‌شان در حرکت است. علی چنگیزی با «سوز سفید» دریای آبی موبی‌دیک را به سفیدی برف‌های ...
پرسه زیر درختان تاغ
پرسه زیر درختان تاغ می‌گویم: «گور بابای اداره. هر چه‌قدر پول بدهند آش می‌خورند. بی‌مایه که نمی‌‌شود. تو هم اگر من نبودم و آمدند همین‌ها را بهشان بگو و ردشان کن بروند.» «پس این‌ها را مرخص کنم بروند.» کارگرها را می‌‌گوید. یک حبه قند را گوشه لپم می‌گذارم. ملچ و مولوچ می‌کنم. چای را فوت می‌کنم. یک قلپ چای می‌خورم. به کارگرها نگاه هم نمی‌اندازم. دوست ...
مشاهده تمام رمان های علی چنگیزی
مجموعه‌ها