رمان ایرانی

قدیسه ابدی

نزدیک در خانه که رسیدم، ریموت را زدم. در به نرمی گشوده شد و ماشین را به داخل پارکینگ هدایت کردم. کمربند ایمنی را با حرص باز کردم و به عقب انداختم. طبق فرمایش آقا معین حق نداشتم قبل از رسیدن به جای مورد نظرم، کمربند ایمنی را باز کنم و امروز، به قدری عصبی بودم که با همه سر جنگ داشتم و حتی کمربند ایمنی هم از این حال من بی‌بهره نماند و با حرص و شتاب به عقب پرتاب شد. پایم را روی پدال گاز فشار دادم و با یک حرکت سریع در محل پارک قرار گرفتم...

9786007399484
۱۳۹۶
۴۰۰ صفحه
۱۷۶ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده فائزه حبابی
۱۶ رمان فائزه حبابی از نویسندگان ایرانی است که نامش در فضای ادبیات داستانی و آثار منتشرشده برای مخاطبان جوان‌تر دیده می‌شود. درباره جزئیات زندگی شخصی او اطلاعات عمومی و قابل اتکای زیادی در دسترس نیست؛ بنابراین تمرکز بر خود آثار و جایگاه نویسندگی او مهم‌تر از روایت‌سازی بی‌سند است. نوشته‌های این طیف از نویسندگان معمولا با نیاز مخاطب امروز به روایت روان، شخصیت نزدیک و مسئله قابل لمس همراه است. حبابی در مجموعه نویسندگان معاصر ایرانی قرار می‌گیرد که ادبیات را از فضای رسمی ...
دیگر رمان‌های فائزه حبابی
زیر تیغ صفر درجه
زیر تیغ صفر درجه
ستاره‌ام گم بود
ستاره‌ام گم بود مثل دیوونه‌ها از پله‌ها بالا می‌رفتم، صورتم عرق کرده بود و چشمام تار می‌دید. بدنم می‌لرزید و هزاران چرا، هزاران پرسش بی‌پاسخ دور سرم می‌چرخید. روزهای خوشم با آریا، روزهای تلخ جدایی، خنده‌ها و گریه‌های خودم، خنده‌ها و گریه‌های آریا، دیدن چهره افسرده و چشمای غم‌زده‌اش توی پارک جمشیدیه که انگار دنبال ستاره گم شده‌اش می‌چرخید، مثل پتک توی سرم ...
نثر روان و کامل کلیله و دمنه
نثر روان و کامل کلیله و دمنه
آوای مهر
آوای مهر
مرزبان نامه به نثر ساده و روان
مرزبان نامه به نثر ساده و روان
مشاهده تمام رمان های فائزه حبابی
مجموعه‌ها