۱۴ رمان
فائزه حبابی از نویسندگان ایرانی است که نامش در فضای ادبیات داستانی و آثار منتشرشده برای مخاطبان جوانتر دیده میشود.
درباره جزئیات زندگی شخصی او اطلاعات عمومی و قابل اتکای زیادی در دسترس نیست؛ بنابراین تمرکز بر خود آثار و جایگاه نویسندگی او مهمتر از روایتسازی بیسند است.
نوشتههای این طیف از نویسندگان معمولا با نیاز مخاطب امروز به روایت روان، شخصیت نزدیک و مسئله قابل لمس همراه است.
حبابی در مجموعه نویسندگان معاصر ایرانی قرار میگیرد که ادبیات را از فضای رسمی ...
به تو مدیونم
باران نمنم میبارید و الهه خدا را شکر میکرد که باز هم میتواند همه نعمتهای دنیا را ببیند و از آن لذت ببرد. کابوسی تمام شده بود که بیش از یک سال بود او را آرام نمی گذاشت. هر رگ باران خشکی و تنهایی شیشه را تر میکرد. الهه از تخت پایین آمد و به آرامی پنجره را گشود. با ...
به نام عشق دعا کن
دست داغ خورشید اقاقیا را به نوازش گرفته بود و اطلسیهای سفید را در شعاع نورانی نگاه خود، متبلور و درخشنده نشان میداد.خودش هم گویی گرمش شده بود و خود را با دستان گرم خود باد میزد. باد گرم و کسل کننده شاخهها را تکان میداد. اما سکوت ظهر تابستان گواه آرامش بود برای پرندهای که روی شاخه نارون موسیقی ...
قلب (بادزنگ شب ها می تپد)
زیر تیغ صفر درجه
ستارهام گم بود
مثل دیوونهها از پلهها بالا میرفتم، صورتم عرق کرده بود و چشمام تار میدید. بدنم میلرزید و هزاران چرا، هزاران پرسش بیپاسخ دور سرم میچرخید. روزهای خوشم با آریا، روزهای تلخ جدایی، خندهها و گریههای خودم، خندهها و گریههای آریا، دیدن چهره افسرده و چشمای غمزدهاش توی پارک جمشیدیه که انگار دنبال ستاره گم شدهاش میچرخید، مثل پتک توی سرم ...