رمان ایرانی

ستاره‌ام گم بود

مثل دیوونه‌ها از پله‌ها بالا می‌رفتم، صورتم عرق کرده بود و چشمام تار می‌دید. بدنم می‌لرزید و هزاران چرا، هزاران پرسش بی‌پاسخ دور سرم می‌چرخید. روزهای خوشم با آریا، روزهای تلخ جدایی، خنده‌ها و گریه‌های خودم، خنده‌ها و گریه‌های آریا، دیدن چهره افسرده و چشمای غم‌زده‌اش توی پارک جمشیدیه که انگار دنبال ستاره گم شده‌اش می‌چرخید، مثل پتک توی سرم می‌خورد.

پر
9789648007664
۱۳۹۱
۸۴۰ صفحه
۴۸۲ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده فائزه حبابی
۱۵ رمان فائزه حبابی از نویسندگان ایرانی است که نامش در فضای ادبیات داستانی و آثار منتشرشده برای مخاطبان جوان‌تر دیده می‌شود. درباره جزئیات زندگی شخصی او اطلاعات عمومی و قابل اتکای زیادی در دسترس نیست؛ بنابراین تمرکز بر خود آثار و جایگاه نویسندگی او مهم‌تر از روایت‌سازی بی‌سند است. نوشته‌های این طیف از نویسندگان معمولا با نیاز مخاطب امروز به روایت روان، شخصیت نزدیک و مسئله قابل لمس همراه است. حبابی در مجموعه نویسندگان معاصر ایرانی قرار می‌گیرد که ادبیات را از فضای رسمی ...
دیگر رمان‌های فائزه حبابی
نثر روان و کامل کلیله و دمنه
نثر روان و کامل کلیله و دمنه
به تو مدیونم
به تو مدیونم باران نم‌نم می‌بارید و الهه خدا را شکر می‌کرد که باز هم می‌تواند همه نعمت‌های دنیا را ببیند و از آن لذت ببرد. کابوسی تمام شده بود که بیش از یک سال بود او را آرام نمی گذاشت. هر رگ باران خشکی و تنهایی شیشه را تر می‌کرد. الهه از تخت پایین آمد و به آرامی پنجره را گشود. با ...
آوای مهر
آوای مهر
خطا از اجل بود
خطا از اجل بود
قدیسه ابدی
قدیسه ابدی نزدیک در خانه که رسیدم، ریموت را زدم. در به نرمی گشوده شد و ماشین را به داخل پارکینگ هدایت کردم. کمربند ایمنی را با حرص باز کردم و به عقب انداختم. طبق فرمایش آقا معین حق نداشتم قبل از رسیدن به جای مورد نظرم، کمربند ایمنی را باز کنم و امروز، به قدری عصبی بودم که با همه سر ...
مشاهده تمام رمان های فائزه حبابی
مجموعه‌ها