رمان ایرانی

بچه‌های کارون

اگر کسی می‌آمد و به سرم دست می‌کشید، حتما می‌توانست جای دو تا شاخ را پیدا کند. باور کردنی نبود. فرمانده که آن‌جور با اخم و تخم به همه دستور می‌داد، چنان به این یک ذره بچه، عبدل را می‌گویم، احترام می‌گذاشت که باید بودی و می‌دیدی. اول که وارد سنگر شدیم، با این‌که هوا چندان هم سرد نبود، زود یک پتو کشید دور شانه‌های او و پرسید: «می‌خواهی لباس‌هات را عوض کنی؟ خیس شده‌اند...» عبدل سرش را به علامت نه بالا آورد. فرمانده، فتیله والور را بالا کشید و گذاشت کنار دست عبدل. بعد گفت که زودی یک چای داغ آماده کنم. هم لجم گرفته بود، هم تعجب کرده بودم.

9789643379544
۱۳۹۶
۲۲۸ صفحه
۱۵۷ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
احمد دهقان
صفحه نویسنده احمد دهقان
۱۳ رمان احمد دهقان، نویسنده ایرانی است و نامش با آثاری شناخته می‌شود که به جنگ، نوجوانی، خاطره، رزمنده و تجربه زیسته نزدیک‌اند. در معرفی او، بهتر است به جای جمله‌های کلیشه‌ای، به همان کیفیتی نگاه کنیم که خواننده را به کتاب‌هایش برمی‌گرداند. مسیر کار او نشان می‌دهد ادبیات همیشه یک شکل ندارد. گاهی از فانتزی و هیجان می‌آید، گاهی از نمایش و تجربه اجتماعی، و گاهی از رمان‌های پرخواننده‌ای که بی‌واسطه با مخاطب حرف می‌زنند. از آثار یا زمینه‌های شناخته‌شده او می‌توان به ...
دیگر رمان‌های احمد دهقان
سفر به گرای 270 درجه
سفر به گرای 270 درجه جنگ واقعیت است که پیش‌روی نویسندگان ما قرار گرفته است. ادبیات جهان سعی کرده با دست‌مایه قرار دادن این تحول بزرگ اجتماعی، آن را از منظر دیگر مشاهده کند و دنیا‌های نو دراندازد. احمد دهقان از نویسندگانی است که در آثارش با عبور از لایه‌های ترد و شکننده‌، به اعماق جنگ راه پیدا می‌کند. "سفر به گرای 270 درجه" در سال 1375 ...
آ مثل بابا
آ مثل بابا «آ مثل بابا» مجموعه‌ی روایت‌هایی‌ست از پدرهای همین حوالی. پدرهایی که هرروز دوروبرمان می‌بینیم و انگار که فقط به دیدن بسنده می‌کنیم و بی هیچ تأمل و تفکری از روی آن‌ها می‌گذریم. کتابی که با رنگین‌کمان روایت‌هایش پدرهای گوناگونی را فراچشم خواننده می‌آورد. و مخاطب در بین این تنوع می‌تواند سایه‌ای از خودش یا پدرش یا رابطه‌ی پدروفرزندی‌اش را پیدا ...
روزهای آخر
روزهای آخر اکنون که برمی‌گردم به گذشته، می‌بینم چقدر زود گذشت. روزهای آخر را سال 1370 نوشتم؛ در آن سال‌هایی که هنوز نویسنده نشده بودم. یادداشت‌هایی از دوران جنگ داشتم. همان‌ها را کردم دست‌مایه و نتیجه‌اش این شد که می‌بینید. خیلی حرف‌ها دارم از آن روزگار و بچه‌هایی که اسم‌شان در کتاب آمده یا عکس‌هاشان را انتهای کتاب می بینید. احتمالا شگفت‌انگیزتر ...
دشت‌بان (رمان نوجوان)
دشت‌بان (رمان نوجوان) بابا آمد کنارمان و از خستگی همان جا روی زمین نشست. گلنار ـ از خدا خواسته ـ تندی پا شد و چسبید به بابا. بابا یک دستی گلنار را بغل زد و مدتی طولانی زل زد به قوشی که با بال‌های باز، در دل آسمان پرواز می‌کرد. بعد با صدای گرفته و خش‌دار گفت:«بی‌پیر گرازها دوباره سر و کله‌شان پیدا ...
مشاهده تمام رمان های احمد دهقان
مجموعه‌ها