۲۷ رمان
مارگریت دوراس نویسنده، فیلمنامهنویس و فیلمساز فرانسوی بود. او در هندوچین فرانسه به دنیا آمد و تجربه کودکی در مستعمره، بعدها در بسیاری از آثارش رد پررنگی گذاشت.
دوراس به زبان سکوت، فاصله و تکرار علاقه داشت. در آثار او، عشق اغلب ساده و آرام نیست؛ با قدرت، استعمار، فقر، میل، خاطره و ناممکن بودن پیوند میخورد.
رمان «عاشق» از شناختهشدهترین آثار اوست و تصویری فشرده و شاعرانه از رابطهای ممنوع، جوانی، خاطره و تنهایی ارائه میدهد. او در سینما نیز با ...
آشپزخانه مارگریت (یادداشتهای روزانه)
غذا آماده است. واقعا برای همه مردم. مانند زندگی، او هم آماده است. واقعا برای همه. اما ادبیات اینگونه نیست.
عاشق
روزی که دیگر عمری از من گذشته بود، در سرسرای مکانی عمومی، مردی به طرفم آمد و بعد از معرفی خودش گفت: مدتهاست که میشناسمتان، همه میگویند که در سالهای جوانی قشنگ بودهاید، ولی من آمدهام تا به شما بگویم که چهره فعلیتان به مراتب قشنگتر از وقتی است که جوان بودید، من این چهره شکسته را بیشتر از چهره ...
زندگی آرام
«وحشت از راه رسیده است. شب از هرسو هجوم میآورد. سیاهی بهنظر جاودانه میآید. بهتر بود به خواب فرومیرفتیم. چراکه اکنون روز جدیدی فرارسیده، روزی طولانی تا امتداد شب. دیگر همهچیز متعلق به گذشته است. دیگر همهچیز به آنسوی مرزها سفر کرده است. سرریز شده در پرتگاه، همان پرتگاهی که روزهای خالی گذشته آنجا روی هم تلنبار میگردند. مرگ ژروم ...