رمان خارجی

گفتا که خراب اولی

(Detruire dit elle)

در بین آثار دوراس گفتا که خراب اولی عجیب‌ترین است، به مراسمی می‌ماند که ما از رسم و اصول آن بی‌اطلاعیم اما مراتبش را با مسحوری دنبال می‌کنیم. درون‌مایه کتاب، همان‌طور که از عنوان آن مستفاد می‌شود، خرابی است، و این خرابی یک‌سره تحمیلی است. با این توضیح که خرابی در این‌جا بری از خشونت و خصم و شورش است و بیشتر قرین تحلیل است و تراش و صیقل خوردن و تعالی یافتن. پیش از این هم در آثار دوراس به‌طور قطع شاهد نمونه‌های متعددی بوده‌ایم که همین جوهره گفتا که خراب اولی را در خود داشته‌اند.

قاسم روبین
نیلوفر
9789644481949
۱۳۸۱
۱۵۲ صفحه
۱۰۹۴ مشاهده
۰ نقل قول
مارگریت دوراس
صفحه نویسنده مارگریت دوراس
۲۷ رمان مارگریت دوراس نویسنده، فیلم‌نامه‌نویس و فیلم‌ساز فرانسوی بود. او در هندوچین فرانسه به دنیا آمد و تجربه کودکی در مستعمره، بعدها در بسیاری از آثارش رد پررنگی گذاشت. دوراس به زبان سکوت، فاصله و تکرار علاقه داشت. در آثار او، عشق اغلب ساده و آرام نیست؛ با قدرت، استعمار، فقر، میل، خاطره و ناممکن بودن پیوند می‌خورد. رمان «عاشق» از شناخته‌شده‌ترین آثار اوست و تصویری فشرده و شاعرانه از رابطه‌ای ممنوع، جوانی، خاطره و تنهایی ارائه می‌دهد. او در سینما نیز با ...
دیگر رمان‌های مارگریت دوراس
نایب کنسول
نایب کنسول «زن گدا» کتاب، جوانه‌زنی است رانده مادر، سالک راهی صعب. یکه و تنها در جغرافیای هجر و همواره در جوار آب و تالاب، در گم‌گشتگی و از دست‌شدگی، می‌رسد به جلگه پرندگان، به کویر هستی‌اش. در پی طعام است، طعمه هم می‌شود، تن هم می‌سپارد، با جانی کاسته. گرسنه است، ماهی خام سق می‌زند، می‌جود، می‌لیسد. با آن حفره زخم ...
امیلی ال
امیلی ال نوشتن یک کتاب، مثل بچه به دنیا آوردن است، چیزی است که از وجود شما زاده می‌شود. در آرزوی بچه‌درا شدن، که بعضی اوقات می‌تواند زنی را به مرز جنون برساند، نیازی مبرم به فراتر رفتن از زندگی وجود دارد، نیاز به داشتن بچه‌ای از خود و از مردی که دوست می‌داریم. ولی در نوشتن یک کتاب تنها هستیم، تنهای ...
باغ گذر
باغ گذر خیلی وقت‌ها از مجلس رقص شنبه‌ها که می‌آیم بیرون، گریه‌ام می‌گیرد، مثل اینکه گفتم برایتان. خب، مگر می‌شود مردی را وادار کرد که خاطر آدم را بخواهد؟ عشق وادار کردنی نیست. شاید همین به قول شما تنگ‌خلقی باعث شده که از چشم مردها دختر پسندیده‌ای به نظر نیایم. این تنگ‌خلقی نحسی است، چطور ممکن است نظر جلب کند؟
زندگی آرام
زندگی آرام «وحشت از راه رسیده است. شب از هرسو هجوم می‌آورد. سیاهی به‌نظر جاودانه می‌آید. بهتر بود به خواب فرومی‌رفتیم. چراکه اکنون روز جدیدی فرارسیده، روزی طولانی تا امتداد شب. دیگر همه‌چیز متعلق به گذشته است. دیگر همه‌چیز به آن‌سوی مرزها سفر کرده است. سرریز شده در پرتگاه، همان پرتگاهی که روزهای خالی گذشته آنجا روی هم تلنبار می‌گردند. مرگ ژروم ...
حیات مجسم
حیات مجسم «حیات مجسم» آغاز و پایان یا مثلا وسط ندارد، البته در شمار کتاب‌های «فاقد علت وجودی» نمی‌دانمش، یادداشت‌های روزانه هم نیست، از روزنامه‌نگاری و از پرداختن به رویدادهای روز به دور است. اسمش را می‌گذاریم کتابی برای خواندن، کتابی که فاصله‌اش با رمان آشکار است ولی سیاق رمان در آن حفظ شده است، در مواردی هم، بی‌آنکه قرابتی با مقالات ...
مشاهده تمام رمان های مارگریت دوراس
مجموعه‌ها