«من آدم بیشرفی هستم. این را عمه کوکب گفته. و عمه کوکب هیچوقت حرف بیربطی نمیزند. خودم زنگ زده و خبرش کرده بودم. با وانتبار لکنتهای آمده بود. لابد اول رفته بود دادستانی و پول گلولهها را پرداخته بود که دژبانی اجازه داده بود بیاید توی پادگان.»...
آن پری زاد سبرپوش
آن پریزاد سبزپوش؛ مجموعه داستانی از صمدطاهری، نویسندهی صاحبسبک و بسیار تحسین شدهی جنوبیست که در راستا و توأم با آثار پیشین نویسنده، فضاهای امروزیتری را هم در برابر چشم خواننده ترسیم میکند و به حیرتانگیزترین صورت ممکن به تصویر میکشد. زبان و مصالح هر داستان بهظاهر ساده و فاقد پیچیدگیهای معمول داستان معاصر فارسی است اما در عمق و ...
سنگ و سپر (17 داستان از 1358 تا 1369) مجموعه داستان
صمد طاهری:
... سر خیابان که رسیدم پاسبانها را دیدم. پنج شش نفر بودند و جلو بازار قدم میزدند. همهشان رولور بسته بودند. دوتاشان گمپل و بقیه دراز و دیلاق بودند و سبیلهای چخماقیشان را روبهبالا تابانده بودند. توی همین دیلاقها هم فقط یکیشان قدش تا گوشهای ماهر میرسد. جلو جلو طبق عمو ناصر که رسیدم خواستم ماجرا را بپرسم. ...
شکار شبانه 12 داستان از 1370 تا 1376
گفتم: «بابا، شهباز چیه؟» پدرم خندید. تو لیوان چای ریخت و دستم داد. گفت: «پازنیه که از گله دور شده.» گفتم: «پازن یعنی قوچ؟» دوباره خندید، گفت: «یعنی بز وحشی.» گفتم: «یاغی هم یعنی بز وحشی؟»
گفت: «آره.» حبه قندی به دهان گذاشتم و چای را آرام فرو دادم.
گفتم: «تو این کوه فقط یه شهباز هس؟» گفت: «ده دوازده ...
گم در راههای گمگشته
«گم در راههای گمشده» نوشتهی صمد طاهری روایتی چندلایه از مهاجرت، فقر، و تلاش برای بقا در یکی از بحرانیترین دورههای تاریخ معاصر ایران است. نویسنده در این رمان با بهرهگیری از چند راوی مختلف، تصویری انسانی و دردناک از مهاجرت گستردهی مردم به جنوب کشور بهویژه آبادان، در پی قحطی ارائه میدهد. رمان روایتهایی از دوران قحطی و خشکسالی ...