آن پری زاد سبرپوش

(An parizad-e sabz-posh)

آن پری‌زاد سبزپوش؛ مجموعه داستانی از صمدطاهری، نویسنده‌ی صاحب‌سبک و بسیار تحسین شده‌ی جنوبی‌ست که در راستا و توأم با آثار پیشین نویسنده، فضاهای امروزی‌تری را هم در برابر چشم خواننده ترسیم می‌کند و به حیرت‌انگیزترین صورت ممکن به تصویر می‌کشد. زبان و مصالح هر داستان به‌ظاهر ساده و فاقد پیچیدگی‌های معمول داستان‌ معاصر فارسی است اما در عمق و باطن تک‌تک داستان‌ها جهانی سرشار از جادو، شگفتی و شیدایی نهفته است. جهانی که هر داستانش را برای خواننده تکان‌دهنده‌تر از داستان قبلی جلوه می‌بخشد. شاید در برخی داستان‌های مجموعه‌ی حاضر، طاهری از رئالیسم ویژه‌ی خود به سمت‌و‌سوی نوعی رئالیسم جادویی منحصربه‌فرد هم حرکت کرده باشد که در نوع خود کم‌نظیر می‌نماید. در پایان کتاب دو نمایشنامه نیز که حاصل کار نویسنده در سال‌های دهه‌ی شصت شمسی هستند، گنجانده شده است.

نیماژ
9786003678743
۱۴۰۳
۱۸۴ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
دیگر رمان‌های صمد طاهری
گم در راه‌های گم‌گشته
گم در راه‌های گم‌گشته «گم در راه‌های گم‌شده» نوشته‌ی صمد طاهری روایتی چندلایه از مهاجرت، فقر، و تلاش برای بقا در یکی از بحرانی‌ترین دوره‌های تاریخ معاصر ایران است. نویسنده در این رمان با بهره‌گیری از چند راوی مختلف، تصویری انسانی و دردناک از مهاجرت گسترده‌ی مردم به جنوب کشور به‌ویژه آبادان، در پی قحطی ارائه می‌دهد. رمان روایت‌هایی از دوران قحطی و خشکسالی ...
برگ هیچ درختی
برگ هیچ درختی «من آدم بی‌شرفی هستم. این را عمه کوکب گفته. و عمه کوکب هیچ‌وقت حرف بی‌ربطی نمی‌زند. خودم زنگ زده و خبرش کرده بودم. با وانت‌بار لکنته‌ای آمده بود. لابد اول رفته بود دادستانی و پول گلوله‌ها را پرداخته بود که دژبانی اجازه داده بود بیاید توی پادگان.»...
سنگ و سپر (17 داستان از 1358 تا 1369) مجموعه داستان
سنگ و سپر (17 داستان از 1358 تا 1369) مجموعه داستان "سنگ و سپر "مجموعه هفده داستان کوتاه است .نویسنده در داستان دوم با همان عنوان کتاب، گوشه‌ای از زندگی مردمان فرودست و سرخورده اجتماع را به تصویر می‌کشد .ماجرا مربوط به دوره گذشته است .زمانی که دکان‌ها در تاریکی شب بسته و تنها میخانه‌ها باز بوده‌اند و کاسبان دوره‌گرد در کنار عربده‌کشان، در دو سوی میخانه قرار می‌گرفته‌اند، تنها تفریح ...
شکار شبانه 12 داستان از 1370 تا 1376
شکار شبانه 12 داستان از 1370 تا 1376 گفتم: «بابا، شهباز چیه؟» پدرم خندید. تو لیوان چای ریخت و دستم داد. گفت: «پازنیه که از گله دور شده.» گفتم: «پازن یعنی قوچ؟» دوباره خندید، گفت: «یعنی بز وحشی.» گفتم: «یاغی هم یعنی بز وحشی؟» گفت: «آره.» حبه قندی به دهان گذاشتم و چای را آرام فرو دادم. گفتم: «تو این کوه فقط یه شهباز هس؟» گفت: «ده دوازده ...
سنگ و سپر (17 داستان از 1358 تا 1369) مجموعه داستان
سنگ و سپر (17 داستان از 1358 تا 1369) مجموعه داستان صمد طاهری: ... سر خیابان که رسیدم پاسبان‌ها را دیدم. پنج شش نفر بودند و جلو بازار قدم می‌زدند. همه‌شان رولور بسته بودند. دوتاشان گمپل و بقیه دراز و دیلاق بودند و سبیل‌های چخماقی‌شان را روبه‌بالا تابانده بودند. توی همین دیلاق‌ها هم فقط یکی‌شان قدش تا گوش‌های ماهر می‌رسد. جلو جلو طبق عمو ناصر که رسیدم خواستم ماجرا را بپرسم. ...
مشاهده تمام رمان های صمد طاهری
مجموعه‌ها