گم در راه‌های گم‌گشته

(Gom dar rah-haye gom gashte)

«گم در راه‌های گم‌شده» نوشته‌ی صمد طاهری روایتی چندلایه از مهاجرت، فقر، و تلاش برای بقا در یکی از بحرانی‌ترین دوره‌های تاریخ معاصر ایران است. نویسنده در این رمان با بهره‌گیری از چند راوی مختلف، تصویری انسانی و دردناک از مهاجرت گسترده‌ی مردم به جنوب کشور به‌ویژه آبادان، در پی قحطی ارائه می‌دهد. رمان روایت‌هایی از دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران است. حسینعلی به همراه برادرانش عباسعلی و درویش، مادرشان را در خانه رها می‌کنند و پیاده و بی‌آذوقه به سمت آبادان به راه می‌افتند. در راه پیرمردی با نوه‌اش، اسفندیار، با آن‌ها همراه می‌شود. درویش را در راه گم می‌کنند و پیرمرد می‌میرد. آن‌ها درنهایت به آبادان می‌رسند. حالا که پنجاه، شصت سال از آن واقعه گذشته، حسینعلی و عباسعلی یاد برادر کوچک‌شان درویش می‌افتند و هر کسی واقعه را از زبان خودش نقل می‌کند. رمان هفده بخش دارد که هر بخش را یک شخصیت روایت می‌کند؛ حسنعلی، عباسعلی، پسر حسنعلی یا فرامرز، اسفندیار دوست درویش، گلناز همسر حسنعلی، پدربزرگ اسفندیار که همه گمان می‌کنند او درویش را کشته و حتی درویش گمشده. رمان درباره‌ی مردمی است که همیشه چیزی را در راه‌ها جا می‌گذارند: بچه‌شان، خانه‌شان، استخوان مادرشان، عقل‌شان، حافظه‌شان و... گویی نویسنده با صدایی آرام و نیش‌دار، فقط یک جمله را تکرار می‌کند: هیچ‌کس کامل به خانه برنمی‌گردد. در حقیقت «گم در راه‌های گم‌شده» رمانی درباره‌ی حافظه است؛ حافظه‌ای خانوادگی و جمعی. آدم‌های رمان یا چیزی را گم کرده‌اند یا خودشان گم شده‌اند؛ یا گذشته را جا گذاشته‌اند، یا آینده را. داستان، خواننده را ناگهان به جغرافیایی می‌برد که هم واقعی است و هم نه. جایی میان خواب‌گردی و بیداری. انگار که صدایی از گذشته برگردد و بگوید: هنوز تمام نشده‌ام. مردی حافظه‌اش را گم کرده، پسرانی برادرشان را گم کرده‌اند، سرزمینی که قوتش را از دست داده و مهاجرانی میان گرما و مرگ برای یافتن زندگی پیش می‌روند، درحالی که زندگی را پشت سر می‌گذارند. مردانی از سرزمین قحطی که زنان و دختران را می‌کشند، یکدیگر را می‌کشند، انسانیت را می‌کشند تا به دریا برسند و از راه دریا به زندگی. آدم‌ها در این رمان غریب هستند و از ریشه کنده شده‌اند. مثل حسنعلی که از روستا به آبادان رفته تا کار کند یا کوکب، خواهرش که از «مزیجان» به «بریز» نقل مکان کرده تا به قول شوهرش «بر جعده» باشند. حتی استخوان‌های مرده هم جایی که باید باشند، نیستند: «گفتم کاکا عباسعلی، همی حالا باید بریم استخونای ننه خدابیامرز ره ورداریم و ببریم امامزاده خاک کنیم. من یه کیسه سفیدم با خودم آورده‌م برای همی کار.» «گم در راه‌های گم‌شده» رمانی اجتماعی و خواندنی است از نویسنده‌ا‌ی دغدغه‌مند و خوش‌فکر.

نیماژ
9786224130846
۱۴۰۴
۱۶۸ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
دیگر رمان‌های صمد طاهری
برگ هیچ درختی
برگ هیچ درختی «من آدم بی‌شرفی هستم. این را عمه کوکب گفته. و عمه کوکب هیچ‌وقت حرف بی‌ربطی نمی‌زند. خودم زنگ زده و خبرش کرده بودم. با وانت‌بار لکنته‌ای آمده بود. لابد اول رفته بود دادستانی و پول گلوله‌ها را پرداخته بود که دژبانی اجازه داده بود بیاید توی پادگان.»...
سنگ و سپر (17 داستان از 1358 تا 1369) مجموعه داستان
سنگ و سپر (17 داستان از 1358 تا 1369) مجموعه داستان صمد طاهری: ... سر خیابان که رسیدم پاسبان‌ها را دیدم. پنج شش نفر بودند و جلو بازار قدم می‌زدند. همه‌شان رولور بسته بودند. دوتاشان گمپل و بقیه دراز و دیلاق بودند و سبیل‌های چخماقی‌شان را روبه‌بالا تابانده بودند. توی همین دیلاق‌ها هم فقط یکی‌شان قدش تا گوش‌های ماهر می‌رسد. جلو جلو طبق عمو ناصر که رسیدم خواستم ماجرا را بپرسم. ...
شکار شبانه 12 داستان از 1370 تا 1376
شکار شبانه 12 داستان از 1370 تا 1376 گفتم: «بابا، شهباز چیه؟» پدرم خندید. تو لیوان چای ریخت و دستم داد. گفت: «پازنیه که از گله دور شده.» گفتم: «پازن یعنی قوچ؟» دوباره خندید، گفت: «یعنی بز وحشی.» گفتم: «یاغی هم یعنی بز وحشی؟» گفت: «آره.» حبه قندی به دهان گذاشتم و چای را آرام فرو دادم. گفتم: «تو این کوه فقط یه شهباز هس؟» گفت: «ده دوازده ...
آن پری زاد سبرپوش
آن پری زاد سبرپوش آن پری‌زاد سبزپوش؛ مجموعه داستانی از صمدطاهری، نویسنده‌ی صاحب‌سبک و بسیار تحسین شده‌ی جنوبی‌ست که در راستا و توأم با آثار پیشین نویسنده، فضاهای امروزی‌تری را هم در برابر چشم خواننده ترسیم می‌کند و به حیرت‌انگیزترین صورت ممکن به تصویر می‌کشد. زبان و مصالح هر داستان به‌ظاهر ساده و فاقد پیچیدگی‌های معمول داستان‌ معاصر فارسی است اما در عمق و ...
سنگ و سپر (17 داستان از 1358 تا 1369) مجموعه داستان
سنگ و سپر (17 داستان از 1358 تا 1369) مجموعه داستان "سنگ و سپر "مجموعه هفده داستان کوتاه است .نویسنده در داستان دوم با همان عنوان کتاب، گوشه‌ای از زندگی مردمان فرودست و سرخورده اجتماع را به تصویر می‌کشد .ماجرا مربوط به دوره گذشته است .زمانی که دکان‌ها در تاریکی شب بسته و تنها میخانه‌ها باز بوده‌اند و کاسبان دوره‌گرد در کنار عربده‌کشان، در دو سوی میخانه قرار می‌گرفته‌اند، تنها تفریح ...
مشاهده تمام رمان های صمد طاهری
مجموعه‌ها