سیاه سالی
گاهی شب ها تا صبح مدام کابوس می بینم بعضی وقت ها خواب هایم خیلی زنده و واضح اند. آن حیاط قدیمی تا صبح جلوی چشمانم است و صدای آن در زنگ زده آهنی که هر چند لحظه یک بار توی سرم بسته می.شود گاهی خواب هایم خاکستری و مبهم است هنوز جنگ تمام نشده همه جا تاریک .است فقط ...
کوره راهی باریک
احساس میکرد که در اعماق روحش چیزی حالت ثابت، آرام و پابرجایی به خود میگیرد. طبیعت را نه تنها در مقابل چشمهایش، بلکه در درون خود احساس میکرد. حس آزادی. حسی که هرگز در تمام زندگی آن را نشناخته بود. نمیدانست احساسش نشات گرفته از عظمت طبیعت است و یا حالت خود اوست که آنطور در طبیعت منعکس شده و ...