بوی ملایم کنت

(The gentle scent of Kent)

در «بوی ملایم کنت» بیشتر با داستان‌هایی مواجهیم که برش‌های کوچک اما عمیقی از زندگی را برای‌مان روایت می‌کنند. داستان‌هایی که در عین سادگی و کوتاهی، زندگی را با همه‌ی زشتی‌ها و زیبایی‌هایش، جلو روی‌مان می‌گذارند. از جمله ویژگی‌های این کتاب جیبی، نثر روان و جذاب است که باعث می‌شود خواننده بی هیچ زحمتی، داستان‌ها را بخواند و هیچ‌جا دچار سردرگمی و سکته‌ی زبانی نشود. مکث خواننده در داستان‌های فلش فیکشن و مینی‌مال محمدی، عموما در مفهوم و بعد از پایان داستان رخ می‌دهد.

سنگ
9786227383485
۱۴۰۴
۷۲ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
کامران محمدی
صفحه نویسنده کامران محمدی
۹ رمان کامران محمدی نویسنده و روزنامه‌نگار ایرانی است؛ در داستان و نوشتار معاصر فارسی حضور دارد و با روایت‌های شهری و اجتماعی شناخته می‌شود. درباره جزئیات زندگی شخصی او داده عمومی و قابل اتکای زیادی در دسترس نیست؛ بنابراین معرفی دقیق‌تر باید بر خود آثار و جایگاه نوشتاری او تکیه کند. آثار او معمولا از دل زندگی امروز، روابط انسانی و موقعیت‌هایی برمی‌آیند که برای خواننده ایرانی قابل لمس‌اند. محمدی در نوشتار به روایت روان و نزدیکی به زبان معاصر توجه دارد؛ متن قرار ...
دیگر رمان‌های کامران محمدی
رولت روسی و 8 داستان دیگر
رولت روسی و 8 داستان دیگر کامران محمدی نویسنده سوژه‌های بکر و کمتر دیده شده است. او که پیش از این با سه‌گانه‌اش روایتی از یک نسل زخمی ارائه کرد، در این مجموعه داستان از آدم‌هایی متفاوت، فضاهای متناقض و ماجراهای نفس‌گیری می‌نویسد که در تمام آن‌ها غافلگیری محور اصلی متن است. محمدی در این داستان انسانش را در لحظه‌ای قرار می‌دهد که «گم‌شدن» باعث می‌شود ...
مقامات شش گانه ی حسرت های شمال (نسخه امضا شده)
مقامات شش گانه ی حسرت های شمال (نسخه امضا شده) «مقامات شش‌گانه‌ی حسرت‌های شمال» را از نظر راحتی روایت و صراحت نویسنده در بیان تجربه‌های شخصی، می‌توان در گروه «ادبیات اعتراف» به حساب آورد. محمدی این بار بدون خودسانسوری، ما را به سال‌هایی می‌برد که زندگی همه‌مان، ساده‌تر و صمیمانه‌تر از حالا بود. او از دردهای مشترکی حرف می‌زند که خیلی از ما هم تجربه کرده‌ایم یا دست‌کم درباره‌شان شنیده‌ایم ...
پریا
پریا
این‌جا باران صدا ندارد
این‌جا باران صدا ندارد این‌بار صابون جامد را برداشت و با دقت بین انگشت‌ها و پشت و روی دست‌هایش را شست. هر چه تلاش می‌کرد گفت و گوی تلفنی شیرین را از ذهنش خارج کند، کمتر موفق می‌شد و جزئیات بیشتری از آن در ذهنش شکل می‌گرفت. شیرین ذهنش می‌گفت: الان خوابه... حالا می‌آم می‌بینمت... نه بابا اون که حالیش نیست... شیرین ذهنش با یک ...
مشاهده تمام رمان های کامران محمدی
مجموعه‌ها