مالوی

(Molloy)

سال 1951، رمان مالوی، اولین شاهکار از سه گانه ی مشهور ساموئل بکت، در فرانسه به انتشار رسید؛ هفت ماه بعد، کتاب مالون می میرد عرضه شد و با انتشار رمان نام ناپذیر، دو سال بعد از اولین بخش، این سه گانه تکمیل گردید. آثار بسیار معدودی از ادبیات معاصر موفق شده اند به موفقیت سه گانه ی بکت در تأثیرگذاری بر زمان خود و همچنین بر درک ما از تجارب انسانی دست یابند. مالوی، پس از زمین گیر شدن، در اتاق مادرش زندگی می کند. او باید قصه و چگونگی روند اتفاقات زندگی اش را به صورت یک داستان نوشته و هر هفته در روز یکشنبه، به مردی که برای گرفتن داستان ها به سراغش می آید، تحویل دهد. مالوی به خوبی به خاطر دارد که چه چیزی باعث شده به این اتاق منتقل شود. او با مرور خاطرات به یاد می آورد که بر روی تپه ای ایستاده و در حال تماشای دو مرد بوده است که در کنار یک جاده به سوی هم قدم می زده اند. آن دو نفر به هم می رسند، گفت و گویی کوتاه کرده و در مسیری متفاوت به راهشان ادامه می دهند. مالوی، بعد از دیدن برخورد این دو نفر، تصمیم می گیرد که به دنبال مادرش بگردد. او با دوچرخه ی خود، سفر را آغاز کرده اما وقتی که در آستانه ی خروج از شهر قرار دارد، توسط یک افسر پلیس خشن دستگیر شده و مورد بازجویی قرار می گیرد.

مهدی نوید
چشمه
9786220108023
۱۴۰۳
۴۰۰ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده ساموئل بکت
۳۹ رمان ساموئل بکت، نمایشنامه‌نویس و رمان‌نویس ایرلندی و برنده نوبل ادبیات، از چهره‌های شناخته‌شده ادبیات و فرهنگ معاصر یا کلاسیک است. او در دوبلین به دنیا آمد و نامش با بخشی از حافظه خوانندگان در زبان‌های مختلف گره خورده است. مسیر کاری او با نوشتن به انگلیسی و فرانسوی و تجربه تئاتر مدرن شکل گرفت. همین مسیر باعث شد آثارش فقط یک تجربه سرگرم‌کننده نباشند و به تصویری از زمانه، جامعه و دغدغه‌های شخصی او تبدیل شوند. شهرت او بیش از همه با ...
دیگر رمان‌های ساموئل بکت
مرفی
مرفی خورشید بی‌آن‌که چاره دیگری داشته باشد، بر همان چیزهای قدیمی می‌تابید. مرفی، مثل کسی که پنداری آزاد بود، در دخمه‌ای در وست برامپتن، خارج از نوررس نشسته بود. او این‌جا در قفسی جمع‌ و جور و شمالی ـ غربی که چشم‌اندازی یکپارچه به قفس‌های جمع و جور و جنوبی ـ شرقی داشت، حدودا شش ماه آزگار خورده و نوشیده و ...
مالون می‌میرد
مالون می‌میرد عاقبت با همه حرف‌ها من به زودی خواهم مرد. شاید ماه دیگر، آن‌وقت یا ماه آوریل خواهد بود یا ماه مه. چون هنوز اول‌های سال است، من این را از هزار نشانه کوچک می‌فهمم. شاید اشتباه می‌کنم، شاید تا روز یحیای تعمیددهنده، یا حتی چهارده ژوییه، روز جشن آزادی، زنده بمانم.
مالون می‌میرد
مالون می‌میرد بله، روزگاری بود که بی‌درنگ شب می‌شد و با جستجوی گرما و تکه‌های تقریباً خوردنی به ‌خوبی می‌گذشت. و تصور می‌کنی که این وضع تا آخر همین‌طور باقی می‏ماند. اما ناگهان همه ‌چیز دوباره شروع به خشم ‌و خروش می‌کند، در جنگل‌هایی از سرخس‌های بزرگ گُم می‌شوی یا در زمین‌های بایرِ در معرض بادهای شدید می‌چرخی، تا این‌که کنجکاو می‌شوی ...
بد دیده شد بد گفته شد
بد دیده شد بد گفته شد رمان کوتاه «بد دیده شد بد گفته شد» ساموئل بکت، نخست در سال ۱۹۸۱ به فرانسوی و سپس در ۱۹۸۲ به انگلیسی ترجمه‌ی خود نویسنده منتشر شد و بعدها در مجموعه‌ی «هیچ‌وقت ادامه نده» جای گرفت؛ متنی موجز و کمتر از صد صفحه که در ظاهر از روزهای پایانی زندگی پیرزنی بی‌نام در کلبه‌ای دورافتاده سخن می‌گوید، اما در حقیقت ...
مشاهده تمام رمان های ساموئل بکت
مجموعه‌ها