مردگان جزیره ی موریس

(Mauritius Dead)

«مردگان جزیرهٔ موریس» فرهاد کشوری رمانی خیالی درباره زندگی رضاشاه در تبعید و در جزیره موریس است. رضاشاه که دوران تبعیدش را می گذراند، در محل اقامتش در محاصره روح ماموران و صاحب منصبانی است که در زمان پادشاهی، دستور عزل و قتل آنها را صادر کرده است. این ارواح در زمان های مختلف، هنگام استراحت، خوردن، قدم زدن و خوابیدن شاه به سراغش می آیند و از گذشته می گویند، حالا که دیگر پادشاهی و درباری در کار نیست، نوبت گله گذاری، اعتراف و محاکمه است. در خلال این گفت وگوها و نیز مونولوگ های شاه با خودش، با بخش های پنهانی از زندگی رضاشاه آشنا می شویم. درواقع این اثر مجموعه ای از خرده روایت ها در دل روایتی بزرگتر است که هرکدام از با توجه به روند داستان جای خود را در روایت اصلی پیدا می کنند.

چشمه
9786002293794
۱۴۰۴
۲۹۲ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده فرهاد کشوری
۱۶ رمان فرهاد کشوری، نویسنده ایرانی است و نامش با آثاری شناخته می‌شود که به جنوب، تاریخ، فقر، سیاست و زندگی مردم عادی نزدیک‌اند. در معرفی او، بهتر است به جای جمله‌های کلیشه‌ای، به همان کیفیتی نگاه کنیم که خواننده را به کتاب‌هایش برمی‌گرداند. مسیر کار او نشان می‌دهد ادبیات همیشه یک شکل ندارد. گاهی از فانتزی و هیجان می‌آید، گاهی از نمایش و تجربه اجتماعی، و گاهی از رمان‌های پرخواننده‌ای که بی‌واسطه با مخاطب حرف می‌زنند. از آثار یا زمینه‌های شناخته‌شده او می‌توان ...
دیگر رمان‌های فرهاد کشوری
قهوه چی چمن سلطان
قهوه چی چمن سلطان «قهوه‌چی چمن‌سلطان» نوشته‌ی فرهاد کشوری مجموعه داستانی شامل ۱۳ داستان کوتاه است. داستان‌ها بر اساس تاریخ نگارش آن‌ها، از سال ۱۳۹۷ تا ۱۴۰۲مرتب شده‌اند و از نظر مضمون، بسیار متنوع‌ هستند. محل وقوع داستان‌ها نیز خوزستان، اصفهان، لرستان و تهران است. داستان‌های این مجموعه، روایت تجربه‌های تلخ انسان‌هایی محروم و بی‌دفاع است و ترس، عنصر مشترک برخی از این داستان‌ها. ...
تونل
تونل مجموعه داستان «تونل» حکایت از سبک و سیاق نویسنده‌ای دارد که شخصیت‌هایش را در موقعیت‌هایی رازناک به تصویر می‌کشد و مخاطب را با لایه‌های دیگری از زندگی روزمره آشنا می‌کند. توجه به زبانی ساده و روان از مهم‌ترین ویژگی‌های این نویسنده است و این مهم در داستان‌های تونل به اوج می‌رسد. هنر او درهم‌آمیزی استادانه واقعیت و خیال است. خودش ...
رفیق هدایت
رفیق هدایت هدایت رو گرداند و به مراد نگاه کرد.دلش ریخت و بعد حس خوبی به او دست داد. می‌توانست از این چند لحظه برای همشهری‌هایش کلی حرف بزند و انگشت به دهان‌شان کند. قیمت کتاب را پرسید. بعد دست کرد توی جیب شلوار و پول خردها را درآورد.شرمنده شد. اول باید قیمت کتاب را می‌دید یا می‌پرسید، بعد می‌رفت بیرون و ...
شب طولانی موسا
شب طولانی موسا
آخرین سفر زرتشت
آخرین سفر زرتشت
مشاهده تمام رمان های فرهاد کشوری
مجموعه‌ها