قهوه چی چمن سلطان

(Ghahvechi)

«قهوه‌چی چمن‌سلطان» نوشته‌ی فرهاد کشوری مجموعه داستانی شامل ۱۳ داستان کوتاه است. داستان‌ها بر اساس تاریخ نگارش آن‌ها، از سال ۱۳۹۷ تا ۱۴۰۲مرتب شده‌اند و از نظر مضمون، بسیار متنوع‌ هستند. محل وقوع داستان‌ها نیز خوزستان، اصفهان، لرستان و تهران است. داستان‌های این مجموعه، روایت تجربه‌های تلخ انسان‌هایی محروم و بی‌دفاع است و ترس، عنصر مشترک برخی از این داستان‌ها. به عنوان مثال، در داستان «مرکب» خاتون از اشباحی فرار می‌کند که او را تعقیب می‌کنند. او دختری ساکن جزیره‌ی خارک است و اشباحی را می‌بیند که دیگران قادر به دیدن آن‌ها نیستند. ننه‌زار، تشخیص می‌دهد که خاتون «مرکب زار شده» و باید با اجرای مراسم زار، از شر این ارواح رها شود. او هنگام مراسم زار فرار می‌کند. داستان با سرگردانی خاتون در کوچه‌ها و ترسش از مرد موهومی که به دنبالش است، پایان می‌یابد. راوی داستان «تمثال» از تحت کنترل بودن می‌ترسد. داستان در جامعه‌ای رخ می‌دهد که در آن‌ حریم خصوصی وجود ندارد. همه‌چیز تحت کنترل است، حتی داده‌های مغزی افراد نیز رصد می‌شود. راوی داستان قبلا فعال سیاسی بوده، او برای برگرداندن اعتماد از دست‌رفته‌اش، مأمور اعدام چند نفر می‌شود، اما در نهایت نمی‌تواند آن را اجرا کند و به بیابان پناه می‌برد. در داستان «قهوه‌چی چمن‌سلطان» که نام کتاب نیز از آن گرفته شده است. مردی برای فرار از دست بستگان کسی که در درگیری مسلحانه کشته‌شده، قهوه‌خانه‌اش را می‌بندد و برای فراز از دست آن‌ها با پیکان مسافرکشی می‌کند. یک شب، مسافری مرموز با ساکی بزرگ به قهوه‌خانه می‌آید. قهوه‌چی متوجه می‌شود که در ساک این مسافر اسلحه وجود دارد و او را به پاسگاه لو می‌دهد. مسافر در درگیری مسلحانه کشته می‌شود و حالا خانواده‌‌اش به‌دنبال قهوه‌چی می‌آیند و او مجبور می‌شود فرار کند. راوی داستان «ماسک» برادرش را در آتش‌سوزی سینما رکس از دست داده و با صورت ترکش‌خورده‌اش زندگی می‌کند. او هر روز ماسکی به چهره‌اش می‌زند تا از نگاه دیگران پنهان بماند. او با نقاب‌های مختلف به خیابان می‌رود، اما در نهایت تنهایی را انتخاب می‌کند. «زخم» داستانی انتزاعی و پر از استعاره‌ است. مردی «نابینا» فانوس به‌دست دارد و از ۲۱ پله‌ی سنگی و ۲۱ پله‌ی گلی بالا می‌رود و راوی را به‌دنبال خودش می‌کشد. ظاهرا فانوس را برای نشان دادن راه به راوی در دست ‌دارد. عدد ۲۱ نماد دانش معنوی و کمال است. «کلمات منتشر»، «این میز…»، «پشت در سنگی غار»، «عجم»، «دستور»، «کنای سی‌وسه پل»، «بن‌بست» و «شمّاس پیر» عنوان داستان‌های دیگر این مجموعه هستند. «قهوه‌چی چمن‌سلطان» مجموعه داستانی‌ست با داستان‌هایی متنوع و برای علاقمندان به داستان کوتاه گزینه‌ای مناسب.

عینک
9786228295190
۱۴۰۳
۱۶۸ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده فرهاد کشوری
۱۶ رمان فرهاد کشوری، نویسنده ایرانی است و نامش با آثاری شناخته می‌شود که به جنوب، تاریخ، فقر، سیاست و زندگی مردم عادی نزدیک‌اند. در معرفی او، بهتر است به جای جمله‌های کلیشه‌ای، به همان کیفیتی نگاه کنیم که خواننده را به کتاب‌هایش برمی‌گرداند. مسیر کار او نشان می‌دهد ادبیات همیشه یک شکل ندارد. گاهی از فانتزی و هیجان می‌آید، گاهی از نمایش و تجربه اجتماعی، و گاهی از رمان‌های پرخواننده‌ای که بی‌واسطه با مخاطب حرف می‌زنند. از آثار یا زمینه‌های شناخته‌شده او می‌توان ...
دیگر رمان‌های فرهاد کشوری
سرود مردگان
سرود مردگان وقتی کتاب را می‌خونی، او جون می‌گیرده و از لابه‌لای خط نوشته‌های سیاه می‌زنه بیرون و حاضر می‌شه بالای سر کتاب‌خون. یادگار مرد رشید بود. او هم لابد مهرش را به دل گرفته بود و حالا که مرده، آمده بالای سر مزارش، کاری کرده که کسی از جای مزار سر در نیاره و هیچ‌کس بالای سر یادگار نره، الا خودش. ...
صدای سروش
صدای سروش من هم وظیفه‌ام را انجام می‌دهم. موفقیت من شکست دیگری است. من نمی‌خواهم بازنده باشم. انجام این کارها هیچ ارتباطی به من ندارد. من خودم نیستم. جیکاک را در غار جا گذاشتم. من آقا هستم. مردی که وظیفه دارد و نقشی که باید ان را خوب بازی کند.
کشتی توفان‌زده
کشتی توفان‌زده کشتی توفان‌زده داستانی است در دو زمان. داستانی که در یک جزیره می‌گذرد و آدم‌هایی که انگار هرچه می‌کنند نمی‌توانند از این مکان خلاص شوند. مهندسان و کارگرانی که پی طلب‌شان در جزیره گیر کرده‌اند. رمان فصل‌هایی کوتاه و روایتی پرضرباهنگ دارد. مدام اتفاق‌های تازه روی می‌دهد و مشخص نیست که چه کسی در این بلبشو صادق است. هر کدام ...
مردگان جزیره ی موریس
مردگان جزیره ی موریس «مردگان جزیرهٔ موریس» فرهاد کشوری رمانی خیالی درباره زندگی رضاشاه در تبعید و در جزیره موریس است. رضاشاه که دوران تبعیدش را می گذراند، در محل اقامتش در محاصره روح ماموران و صاحب منصبانی است که در زمان پادشاهی، دستور عزل و قتل آنها را صادر کرده است. این ارواح در زمان های مختلف، هنگام استراحت، خوردن، قدم زدن و ...
کوپه شماره 5
کوپه شماره 5 در ساختمان را که باز کرد، اول دست‌ها را دید. بعد نفهمید چطور چنگ انداختند و از روی موزاییک‌ها بلندش کردند. تا آمد فریاد بزند و کمک بخواهد چسبی دهانش را بست. دست و پایی زد تا از دستانش بیرون بیاید. زورش نرسید. دم‌پایی‌ها از پاهاش درآمدند و روی موزاییک‌های کف پیاده‌رو افتادند. زورکش بردند و هلش دادند توی پرادو. ...
مشاهده تمام رمان های فرهاد کشوری
مجموعه‌ها