خمره

(Khomreh)

"خمره" اثری است از قصه نویس مشهور معاصر، "هوشنگ مرادی کرمانی"، که داستان خواندنی دیگری را پیش روی مخاطبان قرار داده است. "هوشنگ مرادی کرمانی" یک داستان نویس در ابعاد جهانی است و به سبب قصه های دلنشین خود، برنده ی جوایز متعددی نیز گشته است؛ اما مهم ترین جایزه برای یک داستان نویس، فراگیر شده قلم اوست، به این صورت که مخاطبان گسترده ای داستان های او را بشناسند، دوست بدارند و بازگو کنند. "هوشنگ مرادی کرمانی" به عنوان یک قصه گوی سنتی، توانسته به خوبی در قامت این نقش ظاهر شود و قصه های خود را در ذهن مخاطب ایرانی ماندگار کند. او برای کودکان قصه می گوید و چون زبان قصه گویی اش ساده و قابل لمس است، به راحتی جای خود را در دل خواننده و شنونده باز می کند. قصه ی "خمره" نیز، یکی از آن داستان های قابل لمس "هوشنگ مرادی کرمانی" است که بسیاری از ایرانیان با محیط و فضای آن آشنا هستند. "خمره" در یک روستای ناشناخته اتفاق می افتد که در آن فقر، به عنوان یک مساله ی اصلی و بنیادی زندگی ساکنین را تحت تاثیر قرار می دهد. فقری که نه فقط در خانه، بلکه در جامعه ی روستا نیز گردن کشی می کند و این بار یقه ی بچه های مدرسه را گرفته است. "خمره" منبع آب مدرسه است و بچه ها، چه فقیر و چه دارا، همه باید از آن آب بخورند، بنابراین وقتی "خمره" دچار مشکل می شود، این فقر سیستماتیک دامن همه ی بچه ها را می گیرد. "هوشنگ مرادی کرمانی" در این اثر هم به زیبایی از سختی هایی می نویسد که متوجه کودکان است اما معمولا در داستان هایی که برایشان نوشته شده، اثری از آن به چشم نمی خورد.

معین
9789641650430
۱۴۰۴
۱۵۰ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
هوشنگ مرادی کرمانی
صفحه نویسنده هوشنگ مرادی کرمانی
۲۳ رمان هوشنگ مرادی کرمانی نویسنده ایرانی و از مهم‌ترین چهره‌های ادبیات کودک و نوجوان فارسی است. او در منطقه کرمان به دنیا آمد و با داستان‌هایی شناخته شد که زندگی کودکان، فقر، روستا و طنز انسانی را به هم پیوند می‌زنند. شهرت او بیش از همه با «قصه‌های مجید» گره خورده است؛ مجموعه‌ای که با شخصیت مجید و بی‌بی، بخشی از حافظه چند نسل خوانندگان و بینندگان ایرانی شد. این داستان‌ها ساده‌اند، اما سادگی‌شان با دقت و عاطفه ساخته شده است. مرادی کرمانی ...
دیگر رمان‌های هوشنگ مرادی کرمانی
مربای شیرین
مربای شیرین خانم، اجازه! ا.. این... شیشه مربا، درش وا نمی‌شود. خانم اول خیال کرد که پسرک لوس و بی‌‌ادبی است که آمده مثلا بامزگی کند، وقتی دید که آدم بامزه این‌جوری نمی‌ترسد و نمی‌لرزد و توی دستش هم شیشه مربایی است، بلند شد و شیشه را از جلال گرفت. خوب در شیشه را نگاه کرد. به‌اش ور رفت. دید باز نمی‌شود. ...
قاشق چای‌خوری
قاشق چای‌خوری استاد، از راهرو، از میان همهمه و سلام سلام دانشجوها، کیف به دست، می‌رفت. دلنشین دوید، راهش را بست، روبه‌رویش ایستاد: - سلام آقای دکتر. - سلام جانم، فرمایش؟ - استاد، شما طوطی خانم یادتان هست؟ استاد نرمه گوشش را با دو انگشت مالاند. چشم تنگ کرد، لب‌هاش را جمع کرد. لب پایین را گذاشت لای دندان‌هاش، کمی فشار داد. ...
خمره (2 زبانه)
خمره (2 زبانه)
مثل ماه شب 14
مثل ماه شب 14
مشاهده تمام رمان های هوشنگ مرادی کرمانی
مجموعه‌ها