در این کتاب بار دیگر شاعر نه تنها تعهدش را به انسان به کناری نمی نهد بلکه در آستانه غروب قرن بیستم بر پایداری و تداوم انسان نامتناهی و رسیدنش به خوشبختی تاکیدی دوباره دارد. برکشنده ی «انسان نامتناهی» چیزی که در عهدی دیگر تعریف دیگری از آن به دست داده بود «بزرگ تر از دریا و جزیره هایش» کاملا آگاه است به اینکه رها کردن انسان به معنای تنها گذاشتن اوست با مرگ و تباهی …