دیگه مثه تختی نمی آد

(Dige Mese Takhti Nemiad)

کتاب دیگه مثه تختی نمی آد نوشته جمال میرصادقی است. این کتاب مجموعه‌ای داستان کوتاه است که همه در شخصیت یا موقعیت خاصی مشترک هسند و به هم چسباندن آن‌ها یک رمان را شکل داده است. این روش شیوه‌ای نوین است.

آواهیا
9786229736609
۱۴۰۰
۱۳۰ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده جمال میرصادقی
۳۶ رمان جمال میرصادقی، نویسنده و مدرس داستان‌نویسی ایرانی است و در میان خوانندگان با آثاری شناخته می‌شود که به داستان کوتاه، آموزش نویسندگی و نقد ادبی نزدیک‌اند. زندگی و کار او نشان می‌دهد که ادبیات می‌تواند از دل تجربه‌های فردی، جهان‌هایی عمومی و ماندگار بسازد. مسیر نویسندگی او با توجه به جزئیات انسانی شکل گرفته است. در نوشته‌هایش معمولاً شخصیت‌ها فقط حامل ماجرا نیستند؛ آن‌ها با گذشته، ترس‌ها، امیدها و انتخاب‌هایی روبه‌رو می‌شوند که داستان را پیش می‌برند. از آثار یا زمینه‌های شناخته‌شده ...
دیگر رمان‌های جمال میرصادقی
وقتی افتاد، آوازش بلندتر شده بود
وقتی افتاد، آوازش بلندتر شده بود
بادها خبر از تغییر فصل می‌دهند
بادها خبر از تغییر فصل می‌دهند
شب‌چراغ
شب‌چراغ علی شخصیتی رسالت‌طلب و آزادمنش دارد. او با دوستانش مجله‌ای تاسیس کرده‌اند و علی سردبیر این مجله می‌باشد. او به خاطر سخنان رک و تندی که در مورد نظام حاضر در جامعه، در مجله می‌زند به زندان می‌افتد. داستان از زمانی آغاز می‌ِشود که علی از زندان بیرون آمده و مشاهده می‌کند که دوستان سابقش پراکنده شده‌اند و مجله بسته ...
زندگی را به آواز بخوان (داستان کوتاه)
زندگی را به آواز بخوان (داستان کوتاه)
آتش از آتش
آتش از آتش علی‌خان پالتوش را به دوش می‌گیرد و دم در می‌رود. بنز آلبالویی رنگی زیر چراغ برق کوچه ایستاده. مرد خوش‌پوش و آراسته‌ای جلو در خانه می‌آید و با علی‌خان احوالپرسی گرمی میکند. آن‌وقت به بنز آلبالویی رنگ اشاره می‌کند.
مشاهده تمام رمان های جمال میرصادقی
مجموعه‌ها