۳۶ رمان
جمال میرصادقی، نویسنده و مدرس داستاننویسی ایرانی است و در میان خوانندگان با آثاری شناخته میشود که به داستان کوتاه، آموزش نویسندگی و نقد ادبی نزدیکاند. زندگی و کار او نشان میدهد که ادبیات میتواند از دل تجربههای فردی، جهانهایی عمومی و ماندگار بسازد.
مسیر نویسندگی او با توجه به جزئیات انسانی شکل گرفته است. در نوشتههایش معمولاً شخصیتها فقط حامل ماجرا نیستند؛ آنها با گذشته، ترسها، امیدها و انتخابهایی روبهرو میشوند که داستان را پیش میبرند.
از آثار یا زمینههای شناختهشده ...
دنیای همه رنگ
دستنوشتههایش را برده بود جای خلوت و دنجی زیر درخت کهن بلوط که بنویسد. قلمش روی کاغذ نمیگشت. مغزش کار نمیکرد. چند سطری مینوشت و میماند. جملههایی که روی کاغذ آمده بود روح نداشت از عمق احساسش بیرون نزده بود انشاگونه بود.
دندان گرگ
«به تو چه زنیکه من کیم؟ شماره تلفنو بده وگرنه میام در خونهات به زور ازت میگیرم.» من هم خوب جلوش در اومدم و گفتم:«هیچ غلطی نمیتونی بکنی، هر کاری میخوای بکن. منو میترسونی مردیکه.»
شب زمستان
از صدای هایهوی درختها بیدار شد. پشت پنجره تاریکی عمیقتر شده بود و باد درختها را به هم میکوبید و شیشه پنجره را به صدا درمیآورد. ماشینی از زیر پنجره گذشت. دری به هم خورد. صدای گریه بچه همسایه بلند شد. صدای ماشین دور رفت. گریه بچه برید. دوباره های و هوی درختها بلند شد. آسمان برق زد. روشنی روی ...
شبچراغ
علی شخصیتی رسالتطلب و آزادمنش دارد. او با دوستانش مجلهای تاسیس کردهاند و علی سردبیر این مجله میباشد. او به خاطر سخنان رک و تندی که در مورد نظام حاضر در جامعه، در مجله میزند به زندان میافتد. داستان از زمانی آغاز میِشود که علی از زندان بیرون آمده و مشاهده میکند که دوستان سابقش پراکنده شدهاند و مجله بسته ...