شب مرشد کامل

(Shab E Morshed)

کتاب «شب مرشد کامل» نوشته فرهاد کشور توسط نشر نون منتشر شده است. این کتاب با مایه تاریخی دوره ای از تاریخ ایران را شامل میشود. خود نویسنده در خصوص فرایند تکمیل این کتاب می گوید:" سال گذشته رمانی نوشتم به نام «شب مرشد کامل» که شخصیت اصلی‌اش شاه‌ عباس است و درحال بازنویسی رمان هستم. البته تأخیری نیست چون برای نوشتن رمانی که برگرفته از زندگی و دوران شاه‌ عباس است باید کتاب‌های تاریخی و سفرنامه‌ها و کتاب‌های جنبی چون نمایش و موسیقی در عصر صفوی و حتی رساله‌ آشپزی نورالله؛ آشپز شاه‌ عباس و کتاب‎های متفرقه‌ دیگری را می‌خواندم. از هرکدام از این کتاب‌ها با نسبت‌های متفاوت سوژه‌هایی گرفتم. برای داستانی کردن و چینش‌شان در کنار هم، اول باید به فرم روایی‌ای می‌رسیدم که مناسب رمان باشد. وقتی شیوه‌ روایت رمان مشخص شد، شروع کردم به نوشتن. درحین بازنویسی، کتاب‌های تازه و کتاب‌های نایابی که به لطف دوستان به دستم می‌رسد، می‌خوانم." اولین داستانش این نویسنده به نام «ولی افتاد مشکل ها» در سال ۱۳۵۱ در صفحه تجربه‌های آزاد مجله تماشا به چاپ رسید. در کارنامه‌ی ادبی‌اش، یک کتاب کودکان، سه مجموعه داستان و نه رمان دارد.

نون
9786227566505
۱۴۰۲
۲۴۸ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده فرهاد کشوری
۱۴ رمان فرهاد کشوری، نویسنده ایرانی است و نامش با آثاری شناخته می‌شود که به جنوب، تاریخ، فقر، سیاست و زندگی مردم عادی نزدیک‌اند. در معرفی او، بهتر است به جای جمله‌های کلیشه‌ای، به همان کیفیتی نگاه کنیم که خواننده را به کتاب‌هایش برمی‌گرداند. مسیر کار او نشان می‌دهد ادبیات همیشه یک شکل ندارد. گاهی از فانتزی و هیجان می‌آید، گاهی از نمایش و تجربه اجتماعی، و گاهی از رمان‌های پرخواننده‌ای که بی‌واسطه با مخاطب حرف می‌زنند. از آثار یا زمینه‌های شناخته‌شده او می‌توان ...
دیگر رمان‌های فرهاد کشوری
آخرین سفر زرتشت
آخرین سفر زرتشت
شب طولانی موسا
شب طولانی موسا
ماموریت جیکاک (صدای سروش)
ماموریت جیکاک (صدای سروش) «بلند شدم رفتم از لابه‌لای تکه پارچه‌های رنگارنگ راه باز کردم و از اتاق بیرون زدم. از میان عوعوی سگ‌ها. صدای گوسفندها و گاوها به میان آبادی رسیدم که صنم را دیدم. بزغاله تازه‌زایی را بغل کرده بود و از میان در باز آغل نگاهم می‌کرد. هر بار می‌دیدمش، مهرش بیشتر به دلم می‌افتاد. آرزو می‌کردم کاش تنها ما دو ...
رفیق هدایت
رفیق هدایت هدایت رو گرداند و به مراد نگاه کرد.دلش ریخت و بعد حس خوبی به او دست داد. می‌توانست از این چند لحظه برای همشهری‌هایش کلی حرف بزند و انگشت به دهان‌شان کند. قیمت کتاب را پرسید. بعد دست کرد توی جیب شلوار و پول خردها را درآورد.شرمنده شد. اول باید قیمت کتاب را می‌دید یا می‌پرسید، بعد می‌رفت بیرون و ...
گره کور
گره کور
مشاهده تمام رمان های فرهاد کشوری
مجموعه‌ها