دل آدم سیب است

(The human heart is an apple)

نویسنده‌ی هوشمند جهان امروز اکنون با برخورداری از شم روانشناسانه و آگاهی از خلق و خوی انسان‌های پیرامون و تنگ حوصلگی‌های مردمان هم روزگارش، همواره در پی تجربه‌های تازه و نگرش‌های نوآیینی است تا رضایت خاطر مخاطب را بیش از پیش فراهم آورد. اما این که او در دستیابی به این مهم تا چه اندازه موفق بوده است، مسئله دیگری است. اما رویدادها همواره خط و خط کشی ها و جناح بندی‌های خاص خودشان را هم به همراه می‌آورند و گویا بنا به جبری محتوم عده‌ای از بانیان و موافقان هر رویداد در کوتاه مدت با دیگران به تقابل فکری می‌رسند و دیری نمی‌گذرد که سروکله ی انشعاب‌ها از راه می‌رسد و مخالف خوانان ساز مألوف خود را کوک می‌کنند و... بخشی از مقدمه

سوره مهر
9780241751602
۱۴۰۳
۱۲۸ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
دیگر رمان‌های فیروز زنوزی جلالی
برج 110
برج 110 گاه سواره می‌آمد. گاه پیاده. و آهسته، گام به گام به دنبالش. گاه در افق بود و در فلق. گاه در پهنای دشت و ستیغ کوه و گاه در گلبرگ گل خیس شبنم. گاه آن‌قدر دور که محو می‌نمود و گاه آن‌قدر نزدیک که گرمای نفسش را روی گونه حس می‌کرد. می‌شنید که دم گوشش آهسته می‌گفت: «من همان شبانم! ...
سیاه بمبک
سیاه بمبک
حضور
حضور خمپاره تمام شکمش را درانده بود و وسط پیراهن و زیر بغل‌هایش پر خون بود. دل‌دل که می‌زد از لابه‌لای دکمه‌هاش، زیر پیراهش سرخش معلوم می‌شد که خون‌چکان بود. دستش را گذاشته بود رو شکم پاره‌اش و لای انگشتانش خون ماسیده و چسبناک و سیاه بود. بوی شیرین خونش عطش می‌آورد، دلم را می‌آشوباند و کلافه و عطشناکم می‌کرد.
مخلوق
مخلوق
مشاهده تمام رمان های فیروز زنوزی جلالی
مجموعه‌ها