شاه‌ هنری‌ چهارم‌ قسمت 2

(King Henry IV)

«هنری چهارم، بخش دوم» یکی از تلخ‌ترین و پخته‌ترین نمایشنامه‌های تاریخی شکسپیر است؛ اثری که حدود سال ۱۵۹۹ نوشته شد و ادامه مستقیم «هنری چهارم، بخش اول» به شمار می‌آید، اما از نظر لحن و جهان‌بینی، فاصله‌ای چشمگیر با آن دارد. اگر بخش نخست سرشار از انرژی جوانی، نبرد، شوخ‌طبعی و امکان دگرگونی بود، این نمایشنامه در فضایی سنگین و فرسوده جریان پیدا می‌کند؛ فضایی که در آن بیماری، پیری، اضطراب و احساس پایان بر همه چیز سایه انداخته است. شکسپیر در این اثر، نه فقط فرسودگی یک پادشاه، بلکه خستگی یک ملت را به تصویر می‌کشد؛ انگلستانی که پس از سال‌ها آشوب و جنگ داخلی، دیگر توان رویاپردازی‌های قهرمانانه را ندارد و آرام‌آرام به سوی سیاستی سرد، محاسبه‌گر و نهادمحور حرکت می‌کند. نمایشنامه از پس‌لرزه‌های نبرد شروزبری آغاز می‌شود. مرگ هات‌اسپور، شورش را پایان نداده و بحران مشروعیت همچنان بر سلطنت هنری چهارم سنگینی می‌کند. پادشاه بیمار و فرسوده است و خاطره غصب تاج از ریچارد دوم مانند زخمی خاموش او را می‌آزارد. در جبهه مخالف نیز شورشیان دیگر آن شکوه و جسارت گذشته را ندارند. آنان فاقد چهره‌ای کاریزماتیک همچون هات‌اسپورند و شکستشان نه در یک نبرد باشکوه، بلکه از طریق نیرنگ سیاسی و مذاکره‌ای فریبکارانه رقم می‌خورد. این تغییر، یکی از مهم‌ترین دلالت‌های اثر است: جهان شکسپیر از میدان افتخار فردی به سمت منطق سرد دولت و بوروکراسی حرکت کرده است. در سوی دیگر داستان، فالستاف قرار دارد؛ شخصیتی که در بخش اول سرچشمه شور زندگی، شوخی و بی‌نظمی بود، اما اینجا شکسته‌تر، سنگین‌تر و غم‌انگیزتر به نظر می‌رسد. او همچنان دروغ می‌گوید، فریب می‌دهد و از موقعیت خود سوءاستفاده می‌کند، اما دیگر آن نیروی کارناوالی سابق را ندارد. میان او و پرنس هال نیز فاصله‌ای تدریجی شکل گرفته است. هال، که زمانی در میخانه‌ها همراه فالستاف وقت می‌گذراند، آرام‌آرام از جهان او جدا می‌شود و به سمت نقش سیاسی تازه‌اش حرکت می‌کند. این فاصله‌گیری، قلب احساسی نمایشنامه را می‌سازد؛ زیرا مخاطب از همان ابتدا حس می‌کند دوستی این دو نفر محکوم به نابودی است. ساختار نمایشنامه بر ایده زوال موازی استوار است. بیماری هنری چهارم، فرسودگی فالستاف، پراکندگی شورشیان و حتی آشفتگی فضای اجتماعی، همگی نشانه‌های فروپاشی نظمی قدیمی‌اند. شکسپیر با قرار دادن شخصیت «شایعه» در آغاز نمایش، جهانی را معرفی می‌کند که در آن حقیقت دائما مخدوش است و اخبار، پیش از آنکه روشن‌کننده باشند، ابزار آشفتگی‌اند. برخلاف بخش اول که میان جهان دربار و میخانه نوعی رفت‌وآمد زنده وجود داشت، اینجا پیوندها سست شده‌اند. شخصیت‌ها بیشتر از آنکه به هم نزدیک شوند، از یکدیگر فاصله می‌گیرند. حتی کمدی نیز حالتی فرسوده و تلخ پیدا کرده است. خنده‌های فالستاف دیگر رهایی‌بخش نیستند؛ بیشتر شبیه مقاومت آخرین بازمانده جهانی‌اند که در حال محو شدن است. اوج نمایشنامه در صحنه تاج‌گذاری هنری پنجم رخ می‌دهد؛ جایی که پرنس هال، اکنون در مقام پادشاه، فالستاف را در برابر جمع طرد می‌کند و با جمله مشهور «پیرمرد، من تو را نمی‌شناسم» گذشته خود را انکار می‌کند. این لحظه فقط یک تصمیم سیاسی نیست؛ نوعی قربانی‌کردن بخشی از خویشتن است. هال برای تبدیل شدن به پادشاه، باید از دوستی، خاطره، بی‌نظمی و آزادی شخصی دست بکشد. فالستاف در اینجا تنها یک فرد نیست؛ او نماینده جهانی غریزی، خودانگیخته و انسانی است که دولت جدید دیگر تحملش نمی‌کند. قدرت سیاسی، برای تثبیت خود، ناچار است امر پیش‌بینی‌ناپذیر را حذف کند. شکسپیر در «هنری چهارم، بخش دوم» تصویری پیچیده و تلخ از بلوغ سیاسی ارائه می‌دهد. هنری پنجم به قدرت می‌رسد، اما این پیروزی بهایی سنگین دارد. او برای آنکه پادشاه شود، باید بازیگر ماهری باشد که احساسات شخصی را پشت نقاب اقتدار پنهان می‌کند. نمایشنامه نشان می‌دهد که دولت مدرن فقط با قانون و ارتش ساخته نمی‌شود؛ با طرد کردن هرآن‌چیزی ساخته می‌شود که بیش از حد انسانی، بی‌قاعده یا آزاد است. وقتی پرده فرو می‌افتد، چیزی از اندوه در هوا باقی می‌ماند؛ اندوه مردی که تاج را به دست آورده، اما صدای خنده‌های گذشته را برای همیشه پشت درهای قصر گذاشته است.

سروش
9789642349012
۱۴۰۵
۱۸۰ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
ویلیام شکسپیر
صفحه نویسنده ویلیام شکسپیر
۶۴ رمان ویلیام شکسپیر نمایشنامه‌نویس، شاعر و بازیگر انگلیسی بود و معمولاً مهم‌ترین چهره ادبیات نمایشی انگلیسی دانسته می‌شود. او در استراتفورد-اپان-ایون زیست و بخش اصلی کار حرفه‌ای خود را در فضای تئاتر لندن گذراند. از زندگی شخصی او همه چیز روشن نیست، اما آثارش نشان می‌دهند با زبان، صحنه و روان انسان آشنایی کم‌نظیری داشته است. شکسپیر هم برای تماشاگر عام می‌نوشت و هم متن‌هایی می‌ساخت که قرن‌ها بعد هنوز خوانده و اجرا می‌شوند. نمایشنامه‌هایی مانند «هملت»، «مکبث»، «شاه لیر»، «اتللو»، «رومئو و ...
دیگر رمان‌های ویلیام شکسپیر
رام کردن زن سرکش
رام کردن زن سرکش اگر گرفتار عشق شده‌اید، چاره‌ای نیست، مگر آنکه... خود را هرچه ارزان‌تر از این بند برهانید.
رویای شب نیمه تابستان
رویای شب نیمه تابستان مطلب مرکزی این نمایش‌نامه این است که عشق را با عقل کاری نیست،‌ بلکه مانند شاعری و دیوانگی تابع خیال است. همراه خیال به وجود می‌آید، شدت یا ضعف پیدا می‌کند، و همچنین از میان می‌رود. «دکتر جرج براندس دانمارکی» در ضمن انتقاد این درام در تایید همین گوشه مطلب را می نویسد: «بشر دست‌خوش غرایز و رویاهای خویش است ...
تراژدی مکبث
تراژدی مکبث تراژدی مکبث شرح زندگی پرحادثة سرداری دلیر و لایق و صدیق به نام مکبث است که دنکن، پادشاه شریف و مهربان اسکاتلند، او را از میان هواخواهان خود بر‌میکشد و به وی لقب و منصب می‌‌بخشد. اما مکبث بر اثر تلقین جادوگران و وسوسة نفس و به اغوای زن جاه‌طلب خویش در شبی که پادشاه مهمان اوست او را در ...
ریچارد سوم (داستانی از ویلیام شکسپیر)
ریچارد سوم (داستانی از ویلیام شکسپیر) از خداوند و تلاش شما متشکرم، دوستان پیروزمند! امروز، روز ماست. مرد خبیث خون‌ریز مرده است.
7 داستان از شکسپیر
7 داستان از شکسپیر شکسپیر یکی از بزرگ‌ترین شاعران جهان می‌باشد و بیشتر آثار جاویدانش به صورت نمایشنامه‌های منظوم است. قهرمانان و بازیگران نمایشنامه‌های او مانند " مکبث" و " رومئو" و " ژولیت" و " هملت" و " اتللو" قریب چهار قرن است که در افکار مردم جهان زنده‌اند و در آینده نیز جاوید و زنده خواهند ماند. فهم آثار شکسپیر برای همه‌کس آسان ...
مشاهده تمام رمان های ویلیام شکسپیر
مجموعه‌ها