۱۳ رمان
ناتالیا گینزبرگ، نویسنده ایتالیایی است و نامش با آثاری شناخته میشود که به خانواده، زبان، فاشیسم، خاطره و فقدان نزدیکاند. در معرفی او، بهتر است به جای جملههای کلیشهای، به همان کیفیتی نگاه کنیم که خواننده را به کتابهایش برمیگرداند.
مسیر کار او نشان میدهد ادبیات همیشه یک شکل ندارد. گاهی از فانتزی و هیجان میآید، گاهی از نمایش و تجربه اجتماعی، و گاهی از رمانهای پرخوانندهای که بیواسطه با مخاطب حرف میزنند.
از آثار یا زمینههای شناختهشده او میتوان به «واژهنامه ...
والنتینو
فردای آن روز صبح اول وقت، شیلا به دنبال مادرم آمد. آنها با جیلبرتو و دوستش در شیرینیفروشی خیابان وینیا قرار ملاقات داشتند و تا قبل از آمدن آنها، مادرم و شیلا چند تا شیرینی خوردند. بالاخره سروکله جیلبرتو که ترک موتور کرووتو نشسته بود، پیدا شد. آن مغازه نبش خیابان قرار داشت. داخلش نقاشها بالای نردبان مشغول رنگکاری بودند.
هرگز از من مپرس (مجموعه مقالات) یادداشتهای ادبی و هنری
ناتالیا گینزبرگ در ایران نام شناختهشدهایست، اما در این کتاب با چهره دیگری از او آشنا میشوید. در نگاه اول به نظر غریب میآید که کسی بخواهد با همان رویکردی درباره یک فیلم بنویسد که درباره «پیری» یا «کودکی» یا «ایمان»... او در این نوشتهها هیچ قیدی را نمیّپذیرد: ...
شوهرم
بچه را با دستانش گرفت، بلند کرد و تکانش داد:«مرده.»
و پرتش کرد گوشه تخت. صورتی دیدم کوچک و چروک مثل صورت چینیها. زنها او را در کهنهای پشمی پیچیدند و بردند. ماریوچیا دیگر فریاد نمیزد. دراز کشیده بود و رنگش بسیار پریده بود و خون بیوقفه از بدنش میرفت. دیدم لکه خونی روی پیراهن من هم هست.
نجواهای شبانه
داستان از زبان یک زن جوان خجالتی و تقریبا تنها روایت میشود؛ راوی وقایع تهی اطراف خود را با همان صراحت ظالمانهای ثبت میکند که شکست عشقیاش را...
دیروزهای ما
آنا با شنیدن صدای خندههای او کمکم همهچیز را به یاد آورد، باغ و دیوارهای پوشیده از برگ پاپیتال همسایه روبهرو، فرانسه، رادیو... و بوتههای ساحل و رودخانه، همه مانند وزش تند نسیمی به قلبش بازگشتند.
...