مجموعه داستان خارجی

خانه لب دریا

(Letteratura contemporanea ditalia)

حرفه‌ی من این است که بنویسم و من این کار را خوب بلدم و از خیلی وقت پیش. قاطعانه بگویم که چیزی درباره‌ی اینکه چه می‌توانم بنویسم نمی‌دانم. می‌دانم که نوشتن حرفه من است. وقتی که دست به نوشتن می‌زنم، بی‌اندازه احساس می‌کنم سرحالم و در راستای مطلبی حرکت می‌کنم که به نظرم می‌رسد از ته دل خوب می‌شناسمش. ابزاری را که به کار می‌گیرم که با من اخت‌اند و آشنا و احساس می‌کنم که درست توی چنگم است.

آوا نوشت
9786009189373
۱۳۹۱
۱۵۲ صفحه
۱۰۸۵ مشاهده
۰ نقل قول
ناتالیا گینزبرگ
صفحه نویسنده ناتالیا گینزبرگ
۱۳ رمان ناتالیا گینزبرگ، نویسنده ایتالیایی است و نامش با آثاری شناخته می‌شود که به خانواده، زبان، فاشیسم، خاطره و فقدان نزدیک‌اند. در معرفی او، بهتر است به جای جمله‌های کلیشه‌ای، به همان کیفیتی نگاه کنیم که خواننده را به کتاب‌هایش برمی‌گرداند. مسیر کار او نشان می‌دهد ادبیات همیشه یک شکل ندارد. گاهی از فانتزی و هیجان می‌آید، گاهی از نمایش و تجربه اجتماعی، و گاهی از رمان‌های پرخواننده‌ای که بی‌واسطه با مخاطب حرف می‌زنند. از آثار یا زمینه‌های شناخته‌شده او می‌توان به «واژه‌نامه ...
دیگر رمان‌های ناتالیا گینزبرگ
دیروزهای ما
دیروزهای ما آنا با شنیدن صدای خنده‌های او کم‌کم همه‌چیز را به یاد آورد، باغ و دیوارهای پوشیده از برگ پاپیتال همسایه روبه‌رو، فرانسه، رادیو... و بوته‌های ساحل و رودخانه، همه مانند وزش تند نسیمی به قلبش بازگشتند. ...
میکله عزیز
میکله عزیز
والنتینو
والنتینو فردای آن روز صبح اول وقت، شیلا به دنبال مادرم آمد. آن‌ها با جیلبرتو و دوستش در شیرینی‌فروشی خیابان وینیا قرار ملاقات داشتند و تا قبل از آمدن آن‌ها، مادرم و شیلا چند تا شیرینی خوردند. بالاخره سروکله جیلبرتو که ترک موتور کرووتو نشسته بود، پیدا شد. آن مغازه نبش خیابان قرار داشت. داخلش نقاش‌ها بالای نردبان مشغول رنگ‌کاری بودند.
نجواهای شبانه
نجواهای شبانه داستان از زبان یک زن جوان خجالتی و تقریبا تنها روایت می‌شود؛ راوی وقایع تهی اطراف خود را با همان صراحت ظالمانه‌ای ثبت می‌کند که شکست عشقی‌اش را...
شوهر من و 3 داستان دیگر
شوهر من و 3 داستان دیگر گفتم:" دیگه نمی‌خوام پیش اون بری. دیگه نمی‌خوام ببینمش." و خم شدم روی او. اما او با یک حرکت هلم داد، گفت:" تو چه اهمیتی برام داری؟ تو هیچ چیز تازه‌ای برای من نداری، هیچی نداری که بتونه من رو جذب کنه. به مادرم و به مادر مادرم شباهت داری، و به تمام زن‌هایی که تو این خونه زندگی کردن. ...
مشاهده تمام رمان های ناتالیا گینزبرگ
مجموعه‌ها