رمان خارجی

آب‌های بهاری

سانین مدتی در اتاق را رفت، بعد پشت میز نشست، ورق کاغذی برداشت، چند سطری نوشت و فوری روی نوشته خط کشید و آن را سیاه کرد... به یاد قامت زیبای جما در چارچوب پنجره‌ای تاریک افتاد که چگونه در روشنایی ستارگان نمایان و برجسته بود، ذولفش که از وزش باد افشان و آشفته بود، دست مرمری‌اش که به دست خدایان المپ شباهت داشت و در آن لحظه، سنگینی گوارای آن روی شانه‌اش حس می‌کرد... بعد گل سرخی را که جما برایش انداخته بود را برداشت و به نظرش رسید که از گلبرگ پژمرده‌ آن، بوی دیگری جز بوی معمولی گل به مشامش می‌رسید...

بوتیمار
9789649963105
۱۳۹۱
۱۶۸ صفحه
۱۸۹۰ مشاهده
۰ نقل قول
ایوان تورگنیف
صفحه نویسنده ایوان تورگنیف
۲۰ رمان ایوان تورگنیف، رمان‌نویس و نمایشنامه‌نویس روس است و نامش با آثاری شناخته می‌شود که به نسل‌ها، عشق، طبقه، روستا و تغییر اجتماعی نزدیک‌اند. در معرفی او، بهتر است به جای جمله‌های کلیشه‌ای، به همان کیفیتی نگاه کنیم که خواننده را به کتاب‌هایش برمی‌گرداند. مسیر کار او نشان می‌دهد ادبیات همیشه یک شکل ندارد. گاهی از فانتزی و هیجان می‌آید، گاهی از نمایش و تجربه اجتماعی، و گاهی از رمان‌های پرخواننده‌ای که بی‌واسطه با مخاطب حرف می‌زنند. از آثار یا زمینه‌های شناخته‌شده او ...
دیگر رمان‌های ایوان تورگنیف
دن کیشوت روسی
دن کیشوت روسی می‌توان دن کیشوت سادگی‌ها بود و با آسیاهای بادی مبالغه، طمطراق، هیجان ساختگی، ریاکاری، عشق تصنعی و درخشش دروغین راه و رسمی پر مدعا جنگید. تورگنیف در تمام عمر هم‌چون شوالیه با همه این‌ها جنگید، به نام بانویی که برای خود برگزیده بود و قهرمانی‌هایش را به او تقدیم می‌کرد: ‹‹بانوی دقت››. با وجود بدبینی شوپنهاوری که در بعضی اشعار تورگنیف ...
رودین
رودین ... ای دوست! دیگر این موهای سپید، این‌ چین و چروک‌ها، این آستین‌‌های پاره و این جامه‌های مندرس حرف و شوخی نیست. تو همیشه نسبت به من سختگیر بودی، لیکن حق به جانب تو بود، اکنون دیگر سختی و گلایه‌ای از سختگیری نیست، همه چیز به پایان آمده، روغن پیه‌سوز ته کشیده و پیه‌سوز نیز از هم پاشیده و آن‌چه بر ...
آشیانه اشراف
آشیانه اشراف تصمیم را گرفته‌ام. همه‌چیز تمام شده، زندگی مشترک من با شما تمام شده. از همه چیز خبر دارم، از گناهان خودم، از گناهان دیگران، از این که پدرجان چطور ما را ثروتمند کرد، کفاره‌ی همه‌ی این‌ها را باید با دعا داد. درمانده‌ام، دلم می‌خواهد خود را تا ابد جایی محبوس کنم، سد راهم نشوید وگرنه تنها خواهم رفت...
یادداشت‌های 1 مرد زیادی
یادداشت‌های 1 مرد زیادی واژه فوق‌العاده‌ای کشف کردم... دقیقا زیادی، فکر نمی‌کنم دیگران از این واژه برای توصیف خودشان استفاده کنند، مردم خشمگین، مهربان، عاقل، احمق، آرام و یا ناآرام‌‌اند اما زیادی... نه. قطعا بدون همه این مردم نیز، دنیا شادمانه به گردش‌اش ادامه می‌دهد... اما بدون شک زیادی بودن نقطه برجسته شخصیت و وجه تمایزشان نیست و زمانی که درباره آن‌ها صحبت می‌کنی، ...
پدران و پسران
پدران و پسران آرکادی به تازگی از دانشگاه پترزبورگ فارغ التحصیل شده است و به همراه یکی از دوستانش "بازازوف" به املاک ییلاقی پدرش در استانی دور افتاده در روسیه بازگشته است. پدر او، نیکولای، با خوشحالی دو مرد جوان را در املاک خود می پذیرد، اما برادر نیکولای، پاول، به زودی از فلسفه عجیب و غریب و نوپایی به نام "نیهیلیسم" که ...
مشاهده تمام رمان های ایوان تورگنیف
مجموعه‌ها