رمان ایرانی

همسایه ماه

نگاهش به آسمان صاف و پر از ستاره بود و با سرعت می‌تاخت، زیر نور ماه کامل، کنار ساحل پیش می‌رفت و از صدای امواج و کوبیده‌شدن سم‌های اسیش بر زمین لذت می‌برد. آن آرامش را با هیچ‌چیز عوض نمی‌کرد... آرامشی که با همه‌ی وجود نیازمندش بود...

علی
9789641931829
۱۳۹۴
۶۷۲ صفحه
۸۵۷ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده بیتا فرخی
۱۰ رمان بیتا فرخی نویسنده، شاعر و مترجم ایرانی است؛ از چهره‌های فعال در ادبیات کودک و نوجوان و فضای فرهنگی معاصر. او در تهران به دنیا آمد و کارنامه‌اش میان نوشتن، ترجمه و فعالیت ادبی برای مخاطب جوان شکل گرفته است. در آثار و ترجمه‌های این حوزه، شناخت زبان نوجوان اهمیت زیادی دارد؛ متن باید روشن باشد، اما سطحی و بی‌جان نشود. فرخی در فضایی کار می‌کند که ادبیات کودک و نوجوان ایران به صداهای تازه، نگاه امروزی و ارتباط با ادبیات جهان نیاز ...
دیگر رمان‌های بیتا فرخی
انگار این من نیستم
انگار این من نیستم در پس تو می‌افتم و بی‌صدا دنبالت می‌کنم تا هر آنچه را برایم معمایی شده، دریابم. حتی دیدار تو را با ولع و حرص دنبال می‌کنم شاید گره کور ذهنم را باز کنم. پس، گریه کن! و آنچه را در دل داری بیرون بریز اگرچه دل آدمی به این راحتی‌ها باز نمی‌شود... و اشک‌ها تنها نشانه‌ای از خالی شدن‌اند.
تکه‌ای از آسمان
تکه‌ای از آسمان کنار یکدیگر نشسته‌ایم و نگاه‌هایمان گره می‌خورند در میان چهره‌های غم‌زده. هر کدام از ما را سرنوشتی بوده است. اندکی از ما یاد گرفته‌ایم و برخی هنوز در ابتدای دانستن مانده‌ایم! آنان که آموخته‌اند از زندگی و روزگار می‌دانند که چگونه با امروز خویش و هر لحظه‌ای که در آن نفس می‌کشند می‌باید کنار آمد و زندگی کرد، و آنان که ...
از پشت شیشه
از پشت شیشه بالاخره با قطره‌ای باران که روی پیشانی‌ام افتاد ذهنم را آزاد کردم و تازه توانستم مردی را ببینم که عجیب‌ترین و در عین حال جذاب‌ترین شخصی بود که در زندگی‌ام دیده بودم. اصلا انگار همان عجیب و متفاوت بودن جذابش کرده بود و می‌خواستم پی به طرز زندگی‌اش ببرم. برای این‌که توجه‌اش را جلب کنم با پا به پهلوی ...
هوای دلبستگی
هوای دلبستگی آیلی سر به زیر انداخته و خط‌های روی شلوار جینش همه آن چیزی بود که می‌دید. حس عجیبی داشت. انگار یک‌بار چند تنی از روی شانه‌هایش برداشته شده و حالا انتظار می‌کشید بشنود آن چیزی که این مدت خواب و خوراک را حرامش کرده بود؛ اما نمی‌خواست او با سوال‌هایش گیج شود. باید مهلت می‌داد خودش را جمع و جور ...
مشاهده تمام رمان های بیتا فرخی
مجموعه‌ها