رمان ایرانی

ظلمت سفید

همان‌طور که دراز کشیده بود و بالای سرش را نگاه می‌کرد، خرخر آرامی را از پشت سرش شنید. به زحمت برگشت؛ میان سفیدی مه، دو چشم درشت سیاه به چشم‌هایش زل زده بود. چشم‌های گرگ بود. خواست بلند شود فریاد بزند. خواست تکان بخورد، اما نتوانست. گرگ پیش رویش ایستاده بود. سفید مطلق! تمام بدنش، دهانش، پوستش. فقط یک جفت چشم مشکی داشت. مهرداد چند بار چشم‌هایش را باز و بسته کرد. باور نمی‌کرد که چه می‌بیند. بزرگ‌تر از گرگ واقعی بود؛ خیلی بزرگ‌تر! گرگ صورتش را جلو آورد. مستقیم به چشم‌های مهرداد نگاه کرد. سرمای چشم‌هایش، مهرداد را بی‌حس می‌کرد.

9786008460091
۱۳۹۵
۲۹۶ صفحه
۸۴ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده سجاد خالقی
۸ رمان سجاد خالقی نویسنده ایرانی است؛ نام او در میان آثار ادبیات فارسی معاصر دیده می‌شود. درباره جزئیات زندگی شخصی او داده عمومی و قابل اتکای زیادی در دسترس نیست؛ بنابراین معرفی دقیق‌تر باید بر خود آثار و جایگاه نوشتاری او تکیه کند. آثار نویسندگان این حوزه اغلب با تجربه‌های اجتماعی، شخصی و زبانی امروز ایران پیوند دارند. خالقی را می‌توان در مسیر صداهایی خواند که روایت را از دل زندگی و دغدغه‌های نزدیک می‌سازند. حضور او به تنوع نام‌ها و مسیرهای داستان‌نویسی فارسی کمک ...
دیگر رمان‌های سجاد خالقی
پسر سایه‌ها
پسر سایه‌ها جنّ محافظ را حارث چند سال قبل به جانم انداخت تا همه جا از من مراقبت کند. سال های اول آنقدر ساده بودم که حرف هایش را باور کنم؛ اما بعد فهمیدم اگر هم جنّی در کار باشد، برای این است که نتوانم از بغداد خارج شوم. جنّ محافظ از من در برابر چیزی محافظت نمی کرد؛ تنها وظیفه اش ...
گلادیمر
گلادیمر
یکی مرد جنگی
یکی مرد جنگی
مرگ عجیب دو پدر
مرگ عجیب دو پدر "مثل‌ دفعه‌ی‌ اول هیچ‌کدام جرئت‌ رفتن‌ به‌طرف دستگاه و شروع کار را نداشتند. صدرا زیرچشمی‌ جای‌ زخم‌ روی‌ سر آرمان را نگاه می‌کرد و آرمان سعی‌ می‌کرد به‌ خطری‌ که‌ دفعه‌ی‌ قبل‌ از بیخ‌ گوشش‌ گذشته‌ فکر نکند. ساعتش‌ را نگاه کرد. ده دقیقه‌ می‌شد که‌ همان‌طور ایستاده دستگاه را نگاه می‌کردند. همه‌‌چیز مثل‌ قبل‌ بود، با این‌ تفاوت که‌ ...
مشاهده تمام رمان های سجاد خالقی
مجموعه‌ها