مجموعه بازگشت به اعماق (3جلدی،باقاب)

(Return to the Depths Collection)

در آینده‌ای نزدیک دو نوجوان که پدرهایشان را در یک حادثه‌ی عجیب از دست داده‌اند به دنبال علت مرگ آنها از دستگاهی استفاده می‌کنند که به نظر می‌رسد برای انتقال انسان در زمان استفاده می‌شده اما گویا دستگاه کاربرد مهم‌تری در آینده‌ی بشر دارد...

قدیانی
9786000811792
۱۴۰۴
۴۷۲ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده سجاد خالقی
۸ رمان سجاد خالقی نویسنده ایرانی است؛ نام او در میان آثار ادبیات فارسی معاصر دیده می‌شود. درباره جزئیات زندگی شخصی او داده عمومی و قابل اتکای زیادی در دسترس نیست؛ بنابراین معرفی دقیق‌تر باید بر خود آثار و جایگاه نوشتاری او تکیه کند. آثار نویسندگان این حوزه اغلب با تجربه‌های اجتماعی، شخصی و زبانی امروز ایران پیوند دارند. خالقی را می‌توان در مسیر صداهایی خواند که روایت را از دل زندگی و دغدغه‌های نزدیک می‌سازند. حضور او به تنوع نام‌ها و مسیرهای داستان‌نویسی فارسی کمک ...
دیگر رمان‌های سجاد خالقی
ارتش مردگان
ارتش مردگان "صدای مهیبی بلند شد. شبیه به شرشر نبود. صدای برخورد بود، ریزش و فریاد! ناگهان آن‌طرف خط در سکوت کامل فرو رفت. راننده بی‌اختیار ترمز کرد. دست‌های لرزانش را از روی فرمان برداشت. ماشین‌های پشت سرش همان‌جا ایستادند... "آرمان فقط تاریکی می‌دید. مغزش آسیب دیده بود و هر روز بدتر می‌شد. چرا به فکر خودش نرسیده بود انتهای قنات را ...
مرگ عجیب دو پدر
مرگ عجیب دو پدر "مثل‌ دفعه‌ی‌ اول هیچ‌کدام جرئت‌ رفتن‌ به‌طرف دستگاه و شروع کار را نداشتند. صدرا زیرچشمی‌ جای‌ زخم‌ روی‌ سر آرمان را نگاه می‌کرد و آرمان سعی‌ می‌کرد به‌ خطری‌ که‌ دفعه‌ی‌ قبل‌ از بیخ‌ گوشش‌ گذشته‌ فکر نکند. ساعتش‌ را نگاه کرد. ده دقیقه‌ می‌شد که‌ همان‌طور ایستاده دستگاه را نگاه می‌کردند. همه‌‌چیز مثل‌ قبل‌ بود، با این‌ تفاوت که‌ ...
چه کسی در تاریکی ایستاده؟
چه کسی در تاریکی ایستاده؟ "قوز کرده بود. درد و گرسنگی و بوی غذای روی میز اهمیتی نداشت. آدم‌های بیرون اهمیتی نداشتند. حالا فقط می‌خواست به چیزی که تا به‌ حال دقت نکرده بود نگاه کند، به آب، به مایع به‌ ظاهر آرام و بی‌گناهی که در طول تاریخ بر سر مالکیتش بسیاری کشته شده بودند و ازاین‌به‌بعد هم بسیاری دیگر کشته می‌شدند." آرمان و ...
پسر سایه‌ها
پسر سایه‌ها جنّ محافظ را حارث چند سال قبل به جانم انداخت تا همه جا از من مراقبت کند. سال های اول آنقدر ساده بودم که حرف هایش را باور کنم؛ اما بعد فهمیدم اگر هم جنّی در کار باشد، برای این است که نتوانم از بغداد خارج شوم. جنّ محافظ از من در برابر چیزی محافظت نمی کرد؛ تنها وظیفه اش ...
مشاهده تمام رمان های سجاد خالقی
مجموعه‌ها