این کتاب در فضای مناطق جنوبی کشور روایتگر یک داستان ماجراجویانهی بسیار خنده دار است که حتی بزرگترها هم با خواندن آن سرگرم میشوند. داستان در مورد دو نوجوان عشایری شیطون و بازیگوش و عشق دوچرخه است که دست به ماجراجویی های جذابی در شهری کوچک میزنند.
۹ رمان
منصور علیمرادی نویسنده ایرانی است؛ با روایتهایی مرتبط با فرهنگ بومی و فضای اقلیمی ایران شناخته میشود.
درباره جزئیات زندگی شخصی او داده عمومی و قابل اتکای زیادی در دسترس نیست؛ بنابراین معرفی دقیقتر باید بر خود آثار و حضور نوشتاری او تکیه کند.
آثار او از تجربههای محلی، زندگی مردم و پیوند انسان با خاک و فرهنگ شفاهی نیرو میگیرند.
علیمرادی به زبان و حالوهوای بومی اهمیت میدهد و قصه را به جغرافیای مشخص نزدیک میکند.
حضور او به تنوع اقلیمی داستان فارسی ...
شب جاهلان
صدای جوانانهی موسی سحر داشت؛ ساحرانه میخواند، غریب و جادویی و دلنواز. ذهن مردان کار و کشت را به دوردستهای جوانی میبرد؛ به عاشقیها و اشتیاقها، کشتی گرفتنهای سر خرمنجای، به کانالبندیهای دستهجمعی، به روزگاری که دختران جوان به خوشهچینی میآمدند و مردان عزبدل در گروی زنی داشتند. موسی جوانی را دوباره در دلهای مردان کار و کشت شعلهور میکرد؛ ...
زیبای هلیل
«زیبای هلیل و هفت داستان دیگر» حاوی هشت داستان کوتاه است: «برگه امتحانی»؛ «مهندس برق کشانی»؛ «زیبای هلیل»؛ «سرزمین مادری»؛ «رفعت نظام کدوم، تایه پیرممد»؛ «با یک فشنگ چه می توان کرد غیر از خودکشی»؛ «موسا» و «آهو».
زیبای هلیل
شهر به غایب غریب مینمود با دیوارهای بلند و برج و باروهای مستحکم،منازل اعیانی خوشساخت،خیابانهای تر و تمیز و کوچههای باز ارابهرو،به نظر میآمد بازار بزرگ و مرکزی،جایی که من ایستاده بودم،زاویهی غربی شهر را به شرق متصل میکند.
نهرهای قنوات و انشعابات فرعی رود هلیل،عمیق و زلال، از میان شهر میگذشت،در زیر پلهای کوچک چوبی میگشت و مثل اژدهایی آرام ...