رمان نوجوان

ساندویچ برای حیدر نعمت‌زاده

این کتاب در فضای مناطق جنوبی کشور روایتگر یک داستان ماجراجویانه‌ی بسیار خنده دار است که حتی بزرگترها هم با خواندن آن سرگرم میشوند. داستان در مورد دو نوجوان عشایری شیطون و بازیگوش و عشق دوچرخه است که دست به ماجراجویی های جذابی در شهری کوچک میزنند.

هوپا
9786008655565
۱۳۹۶
۱۲۸ صفحه
۹۸ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده منصور علیمرادی
۹ رمان منصور علیمرادی نویسنده ایرانی است؛ با روایت‌هایی مرتبط با فرهنگ بومی و فضای اقلیمی ایران شناخته می‌شود. درباره جزئیات زندگی شخصی او داده عمومی و قابل اتکای زیادی در دسترس نیست؛ بنابراین معرفی دقیق‌تر باید بر خود آثار و حضور نوشتاری او تکیه کند. آثار او از تجربه‌های محلی، زندگی مردم و پیوند انسان با خاک و فرهنگ شفاهی نیرو می‌گیرند. علیمرادی به زبان و حال‌وهوای بومی اهمیت می‌دهد و قصه را به جغرافیای مشخص نزدیک می‌کند. حضور او به تنوع اقلیمی داستان فارسی ...
دیگر رمان‌های منصور علیمرادی
زیبای هلیل
زیبای هلیل «زیبای هلیل و هفت داستان دیگر» حاوی هشت داستان کوتاه است: «برگه امتحانی»؛ «مهندس برق کشانی»؛ «زیبای هلیل»؛ «سرزمین مادری»؛ «رفعت نظام کدوم، تایه پیرممد»؛ «با یک فشنگ چه می توان کرد غیر از خودکشی»؛ «موسا» و «آهو».
تاریک ماه
تاریک ماه -
شب جاهلان
شب جاهلان صدای جوانانه‌ی موسی سحر داشت؛ ساحرانه می‌خواند، غریب و جادویی و دلنواز. ذهن مردان کار و کشت را به دوردست‌های جوانی می‌برد؛ به عاشقی‌ها و اشتیاق‌ها، کشتی گرفتن‌های سر خرمن‌جای، به کانال‌بندی‌های دسته‌جمعی، به روزگاری که دختران جوان به خوشه‌چینی می‌آمدند و مردان عزب‌دل در گروی زنی داشتند. موسی جوانی را دوباره در دل‌های مردان کار و کشت شعله‌ور می‌کرد؛ ...
اوراد نیمروز
اوراد نیمروز «شگفتا در بیابانی بودم مابین وحوش. جانور صحرا از همه قسم بود؛ از همه جنس. صدای تو هم بود. صدای پریسا دم داشت. کاهنه‌ای از فراخ دشت می‌آمد که تخت مرمرین سینه‌اش نور آفتاب را باز می‌تاباند. زیبا بود بابک، زیبا بود و تو در خواب من ندبه می‌کردی.»
مشاهده تمام رمان های منصور علیمرادی
مجموعه‌ها