«حسین ملک» یکی دیگر از جلدهای مجموعهی «دستهای کوچک، آرزوهای بزرگ» است. این مجموعه با هدف آشنا کردن بچهها با مشاهیر بزرگ، نوشته شده است. در هر جلد از این مجموعه، بچهها به شکل داستانی، با زندگی یکی از افراد معروف آشنا میشوند، افرادی چون «اردشیر محصص»، «هوشنگ سیحون»، «عباس کیارستمی»، «ایران درودی»، «مریم میرزاخانی» و ... در کتاب «حسین ملک» بچهها با این شخصیت و زندگیاش به شکلی ملموس آشنا میشوند. نام حسین ملک امروزه با نام کتابخانه و موزهی ملک، گره خورده است. این کتابخانه در تهران، در خیابان مشق، در نزدیکی وزارت امور خارجی است. حسین ملک نزدیک بازار بزرگ تهران به دنیا آمد. پدرش تاجر بود. در خانهی آنها کتابخانه بزرگی بود که حسین از همان کودکی دوست داشت کتابهای آن را بخواند. پدرش او را به مکتبخانه فرستاد چون میخواست حسین تحتتاثیر آموزش و تعالیم فقهی قرار بگیرد. اما حسین علاوه بر مکتبخانه، به شکل پنهانی به مدرسهی فرانسوی هم میرفت. او عاشق علمآموزی و کتاب بود. او پا به پای پدر به جمعآوری کتابهای نفیس، نسخههای خطی و سکههای تاریخی مربوط به دوران هخامنشی، تابلوهای نقاشی برخی نقاشان بزرگ همچون کمالالملک، برخی آثار برجستهی خوشنویسان معروف و... پرداخت و گنجینهی گرانبهایی جمع کرد. طولی نکشید که تصمیم گرفت این گنجینهی باارزش را وقف کند تا همه بتوانند از آن بهرهمند شوند. بچهها با خواندن کتاب «حسین ملک» با این شخصیت آشنا میشوند و میفهمند که او چقدر ارزش کتابهای نفیس و خوب و گرانبها را میدانست و دلش میخواست آنها را بگیرد و حفظ کند. او صاحب یکی از باارزشترین کتابخانههای دنیا بود. نکتهی جالب اینجاست که حسین ملک، خودش بیشتر کتابهای این کتابخانهی قیمتی را خوانده بود. او «مرد بزرگی بود که ارزش کتابهای خوب را میدانست». طولی نکشید که اولین موزهدار ایران شد. کتاب با این چند خط شروع میشود: «حسین کوچک در یک شب بهاری در نزدیکی بازار تهران به دنیا آمد. در خانهی قشنگ پدرش که حوض آبی و زورخانهی کوچکی داشت.» شرمین نادری نویسندهی کتاب «حسین ملک» سعی کرده است با زبانی ساده و تصویری، داستان زندگی ملک را روایت کند و ذهن بچهها را با این انسان بزرگ و با کار ماندگاری که کرد آشنا کند. بچهها بعد از خواندن داستان زندگی ملک با مفهوم وقف آشنا میشوند و درک میکنند که نگهداری کتاب و اشیای تاریخی و مهم، چقدر ارزشمند است و میتواند به حفظ میراث فرهنگی کمک کند.