فلاکت روزمره

(Eine Fliege kommt durch einen halben Wald)

کتاب «فلاکت روزمره: درباره ترس و شوخی در زمانه تاریک» (Everyday Misery: About Fear and Humor in Dark Times) از نویسنده‌ی آلمانی-رومانیایی و برنده‌ی نوبل، هرتا مولر، مجموعه‌ای چندوجهی‌ست که تلفیقی‌ست از مقالات، جستارها، مصاحبه‌ها و گاه اشکال شاعرانه و تصویری از زبان، که در مجموع تصویری گیرا، تلخ و در عین حال شاعرانه از زندگی در رژیم‌های استبدادی ترسیم می‌کند؛ به‌ویژه زندگی در سایه‌ی دیکتاتوری کمونیستی رومانی تحت سلطه چائوشسکو، که خود نویسنده سال‌ها در آن زیسته است. مولر با زبانی غنی، تیزبین و درخشان، جهان خفقان‌آور ترس را باز می‌سازد؛ جایی که احساس دیده‌شدن، مراقبت دائمی و شکاک بودن به دیگران، تمام روابط انسانی را آلوده می‌کند و اعتماد را از میان می‌برد. ترس در این کتاب نه به‌عنوان یک حادثه، بلکه به‌مثابه وضعیتی مزمن و ساختاری معرفی می‌شود؛ ترسی که در رفتار، زبان و حتی شوخی‌ها لانه کرده است. اما در دل این تاریکی، مولر به کارکرد نجات‌بخش شوخی و طنز سیاه نیز توجه دارد؛ ابزاری که نه فقط برای تاب‌آوردن، بلکه برای مقاومت زیرپوستی در برابر سرکوب عمل می‌کند. کنایه و طنز در آثار او سلاح‌های بی‌صدا اما برنده‌ای هستند که مرزهای سلطه را می‌لرزانند. یکی از محورهای مهم دیگر کتاب، بررسی رابطه‌ی زبان و دیکتاتوری است. مولر نشان می‌دهد که چگونه زبان در رژیم‌های توتالیتر از حالت ارتباطی به ابزاری برای انقیاد بدل می‌شود؛ چگونه پروپاگاندا، تحریف واژه‌ها و سانسور، نه‌فقط معنا بلکه تفکر را نیز محدود می‌کند. در این‌ میان، نویسنده با ظرافتی خاص، هم از تجربیات شخصی‌اش در دوران سرکوب سخن می‌گوید، و هم از رنج و هویت گم‌شده‌ی تبعید، مهاجرت و تلاش برای بازسازی خود در سرزمینی دیگر. نوشته‌های این کتاب بیش از آن‌که مستند صرف باشند، بازنمایی شاعرانه‌ای از حقیقت هستند-حقایقی که از لابه‌لای سکوت، نگاه، تمثیل و تصویر بیرون کشیده می‌شوند. مولر در این مجموعه نه‌تنها درباره‌ی دیکتاتوری حرف می‌زند، بلکه از مقاومت خاموش انسان، از لطافت زبانی که در تاریکی نجوای امید می‌کند، و از بازماندگانی که هنوز می‌نویسند، چون فراموش نکرده‌اند. «فلاکت روزمره» کتابی‌ست که در آن واژه‌ها می‌درخشند، حتی اگر در میان جنگل نیمه‌خاموشی از وحشت پرواز کنند. و شاید همین مگس، همین حرکت کوچک در دل تاریکی، همان نشانه‌ی پایداری خاموشی باشد که از چنگ مرگ و فراموشی گریخته است.

اطراف
9786226194846
۱۴۰۵
۱۲۱ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
هرتا مولر
صفحه نویسنده هرتا مولر
۱۲ رمان هرتا مولر، نویسنده آلمانی‌زبان و برنده نوبل ادبیات است و نامش با آثاری پیوند خورده که به دیکتاتوری، تبعید، ترس، زبان و حافظه نزدیک‌اند. این معرفی قرار نیست فهرست‌وار باشد؛ مهم‌تر این است که بفهمیم خواننده چرا به سمت کتاب‌های او می‌رود. در کار او، روایت معمولاً از یک نیاز روشن شروع می‌شود: گفتن قصه، ساختن جهان، ثبت تجربه، یا نزدیک شدن به مسئله‌ای انسانی. همین نقطه شروع باعث می‌شود متن فقط اطلاعات ندهد و حال‌وهوایی مستقل پیدا کند. از آثار یا ...
دیگر رمان‌های هرتا مولر
داستان‌های کوتاه
داستان‌های کوتاه با صدای: عاطفه اسفندیاری گل‌های اقاقیا در مسیر دهکده. آن روستای برفی با دسته‌های زنبور دره. من گل اقاقیا می‌خوردم. توی گل‌ها یک رگه شیرین بود. من تار را پاره می‌کردم و ساعت‌ها می‌مکیدم. رشته را قورت نداده گل دیگری میان لب‌هایم می‌گذاشتم. دهکده یک دنیا گل داشت، اما همه گل‌ها خوردنی نبودند. گوش دادن به کتاب سخنگو برای زندگی پرمشغله‌ی امروز ...
شاه کرنش کنان می کشد
شاه کرنش کنان می کشد کتاب «شاه کرنش کنان می‌کشد» نوشته‌ی هرتا مولر، نویسنده‌ی برنده‌ی جایزه‌ی نوبل ادبیات، رمانی است که در سال 2003 منتشر شد و تصویری تکان‌دهنده از زندگی تحت حکومت دیکتاتوری نیکولای چائوشسکو در رومانی را ارائه می‌دهد. این رمان به بررسی فضای خفقان‌آور و ترسناکی می‌پردازد که در دوران حکومت دیکتاتوری حاکم است. داستان حول محور چهار دوست می‌چرخد که در ...
مسافر 1 لنگه پا
مسافر 1 لنگه پا ایرنه زنی میان سال اهل آلمان شرقی و دلتنگ از نظام سوسیالیستی، به آلمان غربی مهاجرت می‌کند. هنوز از گرد راه نرسیده که بهشت موعود را چیزی جز سرزمین سرد و دل‌های سرد نمی‌بیند. در کنار ایرنه، ایرنه‌یی دیگر به وجود می‌آید که چندان شباهتی به ایرنه اول ندارد. مردم بهشت موعود، مسافرانی یک لنگه پا از آب در می‌آیند. هرتا ...
گذرنامه
گذرنامه ویندیش، شخصیت اول داستان، آسیابانی است که به همراه همسر و دخترش در یکی از روستاهای رومانی زندگی می‌کند، همواره کعبه آمالش را در آلمان می‌بیند و برای دریافت گذرنامه و نیل به مقصود باید علاوه بر پرداخت رشوه، از خیلی چیزها بگذرد، غافل از آنکه... موضوع کتاب، هم‌چون دیگر آثار هرتا مولر، رنج و تنهایی اقلیت‌های آلمانی زبان در حکومت ...
زمین پست
زمین پست همیشه وقتی باران می‌بارید مادربزرگ چند کار برای خودش می‌تراشید در صحن خانه و همیشه حواسش بود که سر تا پا خیس شود. او وقتی بدون روسری از خانه بیرون می‌رفت که هوا بارانی بود...
مشاهده تمام رمان های هرتا مولر
مجموعه‌ها