10 زن، 10 آینه، 10 سنگ

(10 women, 10 mirrors, 10 stones)

کتاب « 10 زن، 10 آینه، 10 سنگ» (تصویر زن در آثار نویسندگان معاصر) نوشته « تورج رهنما» توسط انتشارات مروارید منتشر شده است. جای تردید نیست: ما زیر سقف‌های کاغذی زندگی می‌کنیم، زیر سقف‌هایی که هر لحظه خطر فرو ریختن آن‌ها وجود دارد. این، سرنوشت بیش از نیمی از مردم جهان، به‌ویژه ساکنان کشورهای جهان سوم است. به بیان روشن‌تر: هر کجا فقر، بی‌عدالتی، خفقان و ستم هست، سقف‌ها از کاغذند. ما زیر چنین سقف‌هایی زندگی می‌کنیم. از این‌رو ادبیات ما هم (که مستقیما از زندگی ما متأثر است) نمی‌تواند تپنده و شاداب باشد. به‌ویژه ادبیات داستانی ما. در این زمینه آثار زنان نویسنده ما نیز مستثنا نیست. کتاب حاضر مجموعه‌ای است از ده تصویر زنده از آثار ده نویسنده امروز ایران.

مروارید
9789641915096
۱۴۰۰
۱۶۸ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده تورج رهنما
۱۱ رمان تورج رهنما نویسنده و مترجم ایرانی است و نامش در پیوند با آثار ادبی منتشرشده به فارسی دیده می‌شود. اطلاعات عمومی دقیق درباره تاریخ و محل تولد او به شکل قابل اتکا در دسترس نیست؛ بنابراین این معرفی بر نقش ادبی و فرهنگی او تمرکز دارد. رهنما در فضایی قرار می‌گیرد که ترجمه و تألیف برای خواننده فارسی نقش مکمل دارند؛ هر دو راهی برای گسترش افق خواندن‌اند. کار مترجم و نویسنده در چنین جایگاهی فقط انتقال متن نیست؛ انتخاب اثر و زبان ...
دیگر رمان‌های تورج رهنما
خاطرات بندباز پیر
خاطرات بندباز پیر کتاب حاضر مجموعه‌ای است از نوشته‌های کوتاهی که خاطرات شخصی مرا باز می‌گویند. نه حجم آن‌ها زیاد است و نه همه آن‌ها بیانگر واقعیت‌اند. حجم آن‌ها زیاد نیست، چون عمر آدمی کوتاه است، بیانگر واقعیات نیستند، زیرا ما تنها با واقعیات زندگی نمی‌کنیم. در زندگی ما رویاها نیز نقش عمده‌ای ایفا می‌کنند.
در ستایش گردآفرید و دست‌پختش (داستان‌هایی برای کودکان ریش‌دار) مجموعه داستان
در ستایش گردآفرید و دست‌پختش (داستان‌هایی برای کودکان ریش‌دار) مجموعه داستان شاه دیگر تاب نیاورد: کانگورو دیگر چه بوزینه‌ای است؟! دلقک پوزخندی زد و عرض کرد: قربان، بوزینه نیست، حیوانی است که بچه‌اش را همیشه در کیسه‌اش حمل می‌کند. شاه از کوره در رفت و فریاد کشید: جلاد!
کارناوال در شهر بزرگ (گزینه اشعار)
کارناوال در شهر بزرگ (گزینه اشعار) به کوچه می‌خرامی، گلی در آستینت. مگر چه گفته امروز دوباره فال‌بینت؟ به کوچه می‌خرامی چو عطر یاس در باغ، بنفشه در یسارت، بنفشه در یمینت. به کوچه می‌خرامی، خبر نداری افسوس. چه چشم‌ها که در راه نشسته در کمینت. چه جویبار نرمی‌ست میان کوچه‌ساران. نگاه دلفریبت، سکوت دلنشینت....
حق با شاخ نبات است
حق با شاخ نبات است «زمانی که اروپا از خواب غفلت بیدار شد، شما چه می‌کردید؟» «می‌گذاشتم ریشم بلند شود!» «به چه منظوری؟» «که بانوان حرمسرا با آن بازی کنند؟» «آیاا از اعمالتان پشیمان نیستید؟» «من که گناهی نکرده‌ام.» رویاهای ما به دو شکل ظاهر می‌‌شوند: یکی در خواب، یعنی در جایی که نمی‌توان عناصر آن‌ها را بازشناخت، آن‌ها را تنظیم کرد و به آن‌ها ...
مشاهده تمام رمان های تورج رهنما
مجموعه‌ها