رمان ایرانی

تاریک ماه

میرجان یاغی جوان و عاشقی است سرگردان کوه‌ها و شنزارهای تفتیده جنوب. راوی به اجبار مدت زیادی را تنها و بدون آذوقه در کوهستانی دور دست می‌گذراند و با گوشت شکار و دانه کنارهای کوهی ارتزاق می‌کند. عشق و وهم، ترس و تنهایی، آوارگی و اضطراب، تخیل و تردید، شخصیت اصلی این رمان را در نهایت به پرتگاهی هولناک سوق می‌دهند که خود او هیچ دخالتی در ایجاد موقعیت‌هایی که می‌خواهد از آن‌ها بگریزد نداشته است. تاریک ماه روایت جور رفته بر انسانی است که رویدادهای ناگهانی زندگی، او را بی آن‌که بتواند بر آن‌ها چیرگی یابد به سمت نابودی سوق می‌دهند.

روزنه
9789643344405
۱۳۹۴
۲۰۸ صفحه
۲۸۸ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
صفحه نویسنده منصور علیمرادی
۹ رمان منصور علیمرادی نویسنده ایرانی است؛ با روایت‌هایی مرتبط با فرهنگ بومی و فضای اقلیمی ایران شناخته می‌شود. درباره جزئیات زندگی شخصی او داده عمومی و قابل اتکای زیادی در دسترس نیست؛ بنابراین معرفی دقیق‌تر باید بر خود آثار و حضور نوشتاری او تکیه کند. آثار او از تجربه‌های محلی، زندگی مردم و پیوند انسان با خاک و فرهنگ شفاهی نیرو می‌گیرند. علیمرادی به زبان و حال‌وهوای بومی اهمیت می‌دهد و قصه را به جغرافیای مشخص نزدیک می‌کند. حضور او به تنوع اقلیمی داستان فارسی ...
دیگر رمان‌های منصور علیمرادی
ساندویچ برای حیدر نعمت‌زاده
ساندویچ برای حیدر نعمت‌زاده این کتاب در فضای مناطق جنوبی کشور روایتگر یک داستان ماجراجویانه‌ی بسیار خنده دار است که حتی بزرگترها هم با خواندن آن سرگرم میشوند. داستان در مورد دو نوجوان عشایری شیطون و بازیگوش و عشق دوچرخه است که دست به ماجراجویی های جذابی در شهری کوچک میزنند.
جنگلی که ما را بلعید
جنگلی که ما را بلعید «جنگلی که ما را بلعید» نوشته‌ی منصور علیمرادی نویسنده‌ی کرمانی ساکن کاناداست؛ شاعر و روزنامه‌نگاری که با رمان تاریک ماه نامزد جایزه‌ی هفت اقلیم و جایزه‌ی ادبی بوشهر شد. از او تاکنون چند کتاب برای کودکان و نوجوانان نیز منتشر شده است. علیمردای در این رمان که برای مخاطبان نوجوان نوشته از افسانه‌ها و باورهای عامیانه‌ی مردم ایران، به ویژه ...
لیکوها
لیکوها لیکوی رودباری تک بیتی است پنج هجایی،معمولا چهار واژه ای و موزون و مقفا،ساده و روان و بی تکلف و در عین حال غریب و عمیق.آیینه ی تمام نمای زندگی مردم«رودبار زمین»در گذشته و حال سیاه چادری و اشتری و رمه ای کپری ساده در حاشیه ی پشته ای شیاه و براق در ظل آفتاب انگار که سنگ ها را ...
شب جاهلان
شب جاهلان صدای جوانانه‌ی موسی سحر داشت؛ ساحرانه می‌خواند، غریب و جادویی و دلنواز. ذهن مردان کار و کشت را به دوردست‌های جوانی می‌برد؛ به عاشقی‌ها و اشتیاق‌ها، کشتی گرفتن‌های سر خرمن‌جای، به کانال‌بندی‌های دسته‌جمعی، به روزگاری که دختران جوان به خوشه‌چینی می‌آمدند و مردان عزب‌دل در گروی زنی داشتند. موسی جوانی را دوباره در دل‌های مردان کار و کشت شعله‌ور می‌کرد؛ ...
مشاهده تمام رمان های منصور علیمرادی
مجموعه‌ها